ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
::خدمات میز خدمت حوزه هنری::
تاریخ انتشار  :  10:14 صبح ۱۳۹۰/۵/۲۳
تعداد بازدید  :  1336
Print
   
نوشته ی حبیب الله بخشوده
نمادگرایی در حوزه ی شعر سپید مقاومت

نمادها، همواره در دو حوزه معناگرايي و تصويرآفريني نقشي عميق داشته‌اند...

نمادها، همواره در دو حوزه معناگرايي و تصويرآفريني نقشي عميق داشته‌اند و همين دو خصلت ارزشمند ادبي، سبب شده است تا نمادها در ساز و كار سرايندگي، به شكلي كارآمد مورد توجه قرار گيرند. شاعران شعر سپيد پايداري نيز براي رهايي از ورطه شعارزدگي، راهي جز تمسك به نمادهاي گوناگون نيافتند و به اين ترتيب با به كارگيري نمادها، تداعي هاي پر رمز و رازي را در حوزه‌ هاي تمثيلي با زمينه‌ هاي فرهنگي، آييني و تاريخي ايجاد نمودند و به شيوه سمبليك نزديك و نزديك ‌تر شدند. حوزه تمثيلي شعر پايداري، آن گاه كه عناصر نمادين خود را از محيط پيرامون وام مي ‌گيرد و به تقويت و گسترش هر چه بيشتر عنصر خيال مي ‌پردازد، كلام را از سطح نازل نثر به سطح عالي شعر، ارتقا مي‌ بخشد. در اين ميان تمثيل هاي آييني و تاريخي در غناي انديشه شاعران و پيوند آن ها با مل‍ّيت و دين مؤثرتر بوده‌اند و سرايندگان توانسته ‌اند الگوهاي ديروزين تاريخ و دين را با واقعيت هاي امروزين جنگ پيوند زنند. نمادهاي ديني به لحاظ ماهيت مذهبي انقلاب و تأكيد شاعران بر محتواي غني فرهنگ اسلامي نسبت به نمادهاي حماسي، نمود بيشتري دارند. در ضمن شاعران در پرداختن به اين ‌گونه نمادها وجه تحريكي و تشجيعي آن ها را همواره مد‌ّ نظر داشته‌اند. در سروده‌اي كه در ادامه اين مبحث مي ‌آيد هم دستي نمادهاي ديني، عرفاني، تاريخي و ادبي، شعر را به شيوه‌اي نمادين با زنجيره‌اي از تداعي هاي معهود از سطح شعار‌ِ صرف بالاتر برده و موجب فخامت كلام شده است. 

تو را به كدامين ديار عشق
سوي مذبح اخلاص مي ‌برند
كه دارهاي بلند نجابت
از عطر حلاج و ميثم آكنده است
تو عطر عاطفة«دار» را
آن سان به استغاثه نشستي
كه استخاره به نام بلند و نامي تو
قرعه شهادت زد
تو از صحابه ميلاد باستاني عشقي
و منا را به استجابت امر
آن‌ چنان نجيبانه رهسپار شدي
كه هاجر از دل شفاف آن سوي زمزم
نگاه خود برداشت
از گلوي اسماعيل
نامت سر ستيغ عشق
بر كدامين رفيع
خيمه زده است
كه ققنوس
در سايه ‌سارت آسوده است؟
و خون عاشق تو
در كدام عاشورا
در ‌آرزوي كدامين وصال
اين چنين به سجده نشست
كه بر صلاي «ه‍َل‌ْ م‍ِن‌ْ» مولا
حرير پاسخ تو
عاشقانه پيچيده است.1

تهاجم لشكر متجاوز بعث و قتل و غارت مردم بي‌ گناه در روزگار ما، چيزي كمتر از حملات تاريخي و بي ‌رحمانه مغول نيست. اين تجاوز آشكار و ابعاد عميق آن، جنايت ايلچيان تموچين را فرا ياد مي‌‌ آورد. در شعري كه در ادامه مي ‌آيد، «تيمور ترنج»، شاعر سپيدگوي جنوبي، سمبل هاي تاريخي تجاوز را با نمونه‌‌ هاي امروزين آن، برابر مي‌ نهد و حكايت هاي كهن را ديگر بار روايت مي ‌كند:

بر دروازه ‌هاي خونين شهر
ايلچيان
شمشيرهاي خون ‌چكان را
صيقل مي ‌دهند
و ياساي چنگيزي را تكرار مي ‌كنند
در پستوي تاريك
دختران
مهتاب رخساره‌ هايشان را
در خسوفي تاريك
شكار مي‌كنند
بر دروازه‌هاي خونين‌شهر
ايلچيان
سربه‌داران را بر دار مي‌ كنند.

زمينه ‌هاي پيدايش نمادها در شعرهاي دفاع مقدس متعدد است. يكي از عوامل ايجاد آن در شعر دفاع مقدس، خصلت ذاتي سمبل است. سمبل ها هنگامي در شعر به وجود مي ‌آيند كه ما به دنبال تيپ ‌سازي باشيم. به اين معنا كه چون سمبل ها نماينده تلويحي و بلافصل معاني و اشياي متعددند، لذا مي ‌توانند معر‌ّف گروه يا تيپ ويژه و يا معاني مبهم، ناشناخته و انتزاعي باشند. «چون اشياي بي ‌شماري در وراي فهم انسان قرار دارند، ما پيوسته اصطلاحات سمبوليك را به كار مي ‌بريم تا مفاهيمي را نمودار سازيم كه نمي ‌توانيم تعريف كنيم يا كاملا‌ً آن را بفهميم. اين يكي از دلايلي است كه به موجب آن تمام اديان، زبان و صور سمبليك به كار مي ‌برند.2» مفاهيمي از قبيل شهادت، شهيد، و روح و... كه به نحوي جنبه اشراقي و تجريدي آن ها بر جنبه‌ هاي مادي‌‌ شان مي ‌چربد، همه و همه از عوامل وجودي پيدايش كلام سمبوليك و نمادين شعر دفاع مقدس است. ضرورت ديگري كه در شعر جنگ موجب شد تا سرايندگان مفاهيم نمادين را در سروده‌ هايشان بيشتر كنند، جنبه زيبايي‌ شناسي كلام و ارزش هنري آن بوده است. چرا كه شعر جنگ در سال هاي نخستين به ورطه شعار و كم‌ رنگي خيال، سقوط كرده بود و ثقالت معنا و محتواي عميق آن در ظرف كم‌ حجم و بي ‌ژرفاي كلام شاعران، نمي ‌گنجيد. تدبير تازه سرايندگان شعر دفاع مقدس، به‌ خصوص در قالب هاي نو اعم از نيمايي و سپيد، ارتقاي كلام به سمت افق هاي تخيل ‌آميز بود. يكي از راه هاي پيدايش و تثبيت و رواج خيال شاعرانه، كاربرد كلام نمادين و پررمز و راز در شعر مي ‌باشد. نمادها در دايره تكويني خود چيزي فراتر از يك واژه نيستند اما مي ‌توانند با يافته ‌هاي متعدد علوم ادبي و حت‍ّي غير ادبي، نظير اساطير و تمثيل، رابطه‌اي معنايي و كاربردي، برقرار سازند. اسطوره‌ ها و تمثيل ها در تفسير پذيري و تأويل شدن خصلتي نمادگون دارند. شاعران در شعر دفاع مقدس، هم نمادهاي عمومي و تكراري و هم سمبل هاي خصوصي را به كار گرفته‌اند و بسته به توانايي و قدرت تخي‍ّل خود، از استخدام و به كارگيري اقسام گوناگون نمادها بهره برده‌اند. سمبل هاي اختصاصي در شعر شاعراني چون: محمدرضا عبدالملكيان، عبدالرضا رضايي‌نيا، يوسفعلي ميرشكاك، حسن حسيني، سلمان هراتي، عليرضا قزوه، طاهره صفارزاده، م. مؤيد، علي موسوي گرمارودي و شاعران جوان‌ تري كه بعدها به كاروان شعر دفاع مقدس ملحق شدند، چشمگير‌تر و از كارايي بيشتر و بهتري برخوردارند. عبدالرضا رضايي نيا در شعر سپيد«فرشته بفرستيد» ضمن توصيف جبهه ‌هاي جنگ، سعي بر استخدام تفكر عرفاني وصال به محبوب و بسط رمزگرايي انديشه شهادت ‌طلبي داشته است:

محاصره ‌ايم
فرشته بفرستيد
خاكريزها
عاشقانه
به سجده مي ‌روند
و شتك خون بر رؤيا
از پلك در مي ‌گذرد
و انفجار موج
در اضطراب نفس
از قلب
حراميان به هدف نمي ‌زنند
ابلهان راه گشوده‌اند
التماس بي ‌سيم ها و
بالابلندان آسمان:
چرا فرشته ‌ها نمي‌ رسند
كولاك
بر بارش بهت
نوعروسان ايستاده‌اند
با ترديد لبخندي پريده ‌رنگ
در آستانه شبنم...

رضايي ‌نيا در اين شعر با بهره ‌گيري از كهن‌الگوي فرشته، در ابتداي شعر و بسط شاعرانه تفكر پيدايش انسان، كه در روايت قرآني آن، با سجده آدم بر پروردگار جهانيان گره خورده، مي خواهد اخلاص عاشقانه رزمندگان را با كلامي نمادين به طور تلويحي به تصوير بكشد. به نظر مي ‌رسد كه مراد از سجده خاكريزها علاوه بر معناي داده‌ شده، متلاشي شدن و صاف شدن آن ها بر اثر انفجارهاي گلوله‌هاي توپ و تانك نيز باشد. اين بار خاكريزها به سجده مي ‌روند و خاكريزها خود نماد آدم‌اند، نماد انسان متواضع و نجيبي كه در بارگاه محبوب به خاك مي‌ افتد. خاك در تفكر عرفاني جايگاهي والا دارد و در انديشه قدما همراه با باد و آتش و آب عناصر چهارگانه هستي‌اند. مولانا در غزلي زيبا، پيوندي رمزآلود بين خاك، گندم، مستي، مي و مرگ ايجاد مي ‌كند كه در جاي خود مي ‌تواند مرتبه فناي في ‌الله و بقاي بالله را نمايان سازد:

ز خاك من اگر گندم برآيد
از آن گر نان پزي مستي فزايد
مرا حق از مي عشق آفريده ‌است
همان عشقم اگر مرگم بسايد
منم مستي و اصل من مي عشق
بگو از مي به جز مستي چه آيد3

قلمرو نمادگرايي در شعر جنگ، متفاوت و متنوع است. گاه نمادها از طبيعت اطراف انتخاب شده‌اند و پنجره‌اي از محيط پيرامون را فراروي آدمي مي ‌گشايند. اين نمادها در بيشتر موارد با حساسيت خاص استخدام شده‌اند، كه در يك ب‍ُعد، وابسته به محيط‌ اند، و در ب‍ُعد ديگر با مفاهيمي، همانند مفاهيم عرفاني، آسماني و مقدس ارتباط برقرار مي ‌كنند. از اين دست از نمادها، مي ‌توان به نمادهايي چون: ستاره، شهاب و نور اشاره كرد.
نمادها در گستره‌ هاي ديگري هم به ظهور و بروز مي ‌رسند كه تازه‌ تر و امروزي ‌تر از قلمروهاي آييني يا عرفاني‌اند. مثلا‌ً قلمروهاي جغرافيايي، كه مي‌ توانند اشياي محيط خود را در اذهان مجس‍ّم سازند و در كار سرايش در ناخودآگاه سرايندگان جلوه نمايند. چنان چه درخت هاي خرما، نمادي از مقاومت و ايثارند كه فضاي جنوب كشور و گرماي آن را به اذهان متبادر مي‌ كنند. بلوط هم با ريشه كهن‌ سال خود مي ‌تواند نمادي براي صبر و ايثار اهالي غرب كشور باشد. گاه خود شهرها، قصبه‌ ها، رودها و كوه ها مي ‌توانند سمبل هايي تازه در شعر بيافرينند؛ چنان كه نام حلبچه، ما را به ياد مظلوميت و كشتار بي ‌رحمانه مردم‌ِ ك‍ُرد عراق مي ‌اندازد. شلمچه خاطره مفقود الاثرها و كارون، لالايي مادران جنوبي را در ما زنده مي ‌كند. نمادها در قلمرو ديگري از شعر جنگ نيز، حضوري چشمگير دارند؛ چنان كه اين حضور را مي‌ توان جدا از حس و عاطفه شاعرانه، تصويري از وقايع جهاني و متأثر از رويدادها و سيل ترجمه ‌هاي پس از جنگ جهاني دانست. در اين ميان، سهم شاعران عرب ‌زباني نظير: سميح القاسم، محمود درويش، محمد الماغوط، جواد جميل و شاعران ك‍ُردزبان ديگري چون عبدالله پشيو، شيركو بي‌كس، لطيف هملت و شاعران ديگر ممالك هم چون: پابلو نروداي شيليايي، يانيس رتيسوس يوناني، والت ويتمن آمريكايي و لويي آراگون فرانسوي بيشتر از ديگر سرايندگان است. گاهي سرايندگان به منظور همدردي با ديگر اقوام و احساس درد مشترك بشري نمادهايي فراتر از جغرافياي وطن خلق مي ‌كنند و با احساس واحدي با ديگر ملل جهان، سمبل هاي جهاني را در شعر خود به كار مي ‌برند تا مرزهاي بسته شدن را بشكنند و درد مشترك را فرياد بزنند. در بخش نخستين شعر سپيد«اي كاش» سروده علي موسوي گرمارودي مفهوم رنج، حرمان و بردگي را از نماد جهاني آفريقا مي ‌توان دريافت چه خوب بود:

سپيده نيز مي ‌گريست
تا از بار دل ابر
آگاه مي ‌شد
سنگيني تمام شن هاي آفريقا
در توبرة رنج
بر گرده من است4

در شعر«پرواز 655» كه در آن سراينده، روايت گر سقوط هواپيماي مسافربري ايران به دست نيروي دريايي آمريكاست، روايات قرآني و تاريخي و نمادهاي جهاني با نمادهاي وطني، آميزه‌اي از احساس مشترك شهادت مظلومانه انسان ها را در ايران، آفريقاي جنوبي و ويتنام، رقم مي ‌زنند و شعر به صورت سروده‌اي تصويري با بار عاطفي بيشتري به انجام مي ‌رسد.

در قلب سرسبزم
فرود آمد
همراه شكيبايان است
و من كه چنين ساخته شده‌ام كه از
شدت دوست داشتن
او را مي ‌پرستم
شكيبا شدم
روايت درستي است اين كه
برادرم
از بلندي
به پستي آمد
در مراتع سوخته و داغ قلب برادرم
كه از بلندي
به پستي آمد
و ساكن ايالات متحده آمريكا شد
و چنين ساخته شد
كه از شدت نفرت
خود را
مي ‌پرستد
شبنم
نمي ‌نشيند
ريشه‌ هاي پاياي التفات به شاخه گل لبخند
بر آن و ناب و استوار
شنواي غرش هاي سهمگين
زمينه آبي و گسترده و كهكشاني
چشمه ‌ساران اشك
در كيپ ‌تاون
راه ‌آهن مي‌كشد
لذت هماهنگ
خانواده‌ام را
در روستاي خفته‌ام
«مي‌ لاي»
سر مي برند
و رشد بورس هماهنگ
طرح مزارع سوخته
گورستان هاي دسته‌ جمعي
تجاوز به زنان باردار ب‍ُستان
و مرزهاي كنترل ‌شده را
برنامه ‌ريزي مي ‌كنند
و نام برادرم قابيل
بر قطعات خيس
شهداي خيس
به وضوح خوانده مي ‌شود
يادوارة لبخند كودكان معصوم
ادامه دارد
جستجو براي يافتن نهاد ه‌هاي پرواز 655
بندرعباس
دوبي
ادامه دارد
و تناوري خشم
ادامه دارد
پس
كشتزارهاي ايدز را
خواهي خشكاند
آمين
و مثلثهاي متضاد را
كه به افترا
ستارة داوود
ناميده شده‌است
آمين
آمين5(م. مؤيد)
در شعر يادشده، قابيل نماد شرارت و قساوت«كيپ‌تاون» شهري در آفريقا نماد فقر و فلاكت، «مي ‌لاي» شهري در ويتنام كه اهالي آن به وسيله ارتش آمريكا قتل عام شدند سمبل بي‌ گناهي و كشتار و مثلث هاي متضاد، نماد رژيم غاصب اسرائيل است. بيشترين تأثيرپذيري در شعر دفاع مقدس، تأثيرپذيري از وقايع تاريخي و كشتار بي‌ رحمانه مسلمانان در قرن اخير است، لذا شاعران شعر دفاع مقدس نمادهاي شعري خود را از اين وقايع علي الخصوص حادثه اشغال فلسطين و شكنجه، زنداني شدن، آوارگي و شهادت فلسطينيان برگزيده‌اند. از تجانس فرهنگ ها و انديشه‌ ها، آيين مشترك و تمايل سرايندگان به سمبل هاي غير وطني، پاره‌اي از مفاهيم غير شاعرانه در حوزه مفاهيم سياسي، جغرافيايي و تاريخي از قبيل: زيتون، لنگ، چفيه، سيم خاردار، دير ياسين، بيت لحم، صلاح‌الدين ايوبي و... وارد شعر سپيد مقاومت شدند و در كنار نمادهاي ديگر جنگ تحميلي، زنجيره‌اي از مفاهيم پرمعنا و ژرف را پديد آوردند. در شعر دفاع مقدس، گاه نمادها به دلايلي چون تكرار و صراحت از حد يك نماد بالاتر رفته، كم‌كم به نشانه ‌هاي معنادار تبديل شدند. مثلاً: پلاك، نشانه‌اي براي مفقود الاثرها، ويلچر، نشانه جانبازان و چفيه نشانه رزمنده بودن است.

پي ‌نوشت ها:
1ـ شعر شهادت، به همت واحد روابط عمومي و بين ‌المللي بنياد شهيد انقلاب اسلامي، چاپ اول، تهران، 1367، صص 16ـ15، شعر از حسين اسرافيلي.
2ـ فرهاد ناظرزاده كرماني: نمادگرايي در ادبيات نمايشي، چاپ اول، تهران، انتشارات برگ، 1367، ص 372.
3ـ مولانا جلال الدين محمد بلخي: كليات شمس تبريزي، چاپ اول، تهران، انتشارات اميركبير، 1381، صص 286ـ285.
4ـ علي موسوي گرمارودي؛ دست ‌چين، چاپ اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368، ص 244.
5ـ فرامرز محمدي‌پور: بهشت همين جا بود، چاپ اول، تهران، انتشارات حوزه هنري، 1378، صص 56 - 54.

منابع:
ـ شعر شهادت، چاپ اول، تهران: وزارت ارشاد، 1367.
ـ محمدي ‌پور، فرامرز: بهشت همين جا بود، چاپ اول، تهران: حوزه هنري، 1378.
ـ موسوي، گرمارودي علي: دستچين: چاپ اول، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368.
ـ مولانا جلال ‌الدين محمد، بلخي: كليات شمس تبريزي، چاپ شانزدهم، تهران: انتشارات اميركبير، 1381.
ـ ناظرزاده كرماني، فرهاد: نمادگرايي در ادبيات نمايشي، چاپ اول، تهران: انتشارات برگ، 1367.

 


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

لیست نظرات
 
خوب
۱۳۹۲/۲/۲۳ ۲۰:۲۸:۳۷
replay

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت