ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
::خدمات میز خدمت حوزه هنری::
تاریخ انتشار  :  08:41 صبح ۱۳۹۶/۴/۱۴
تعداد بازدید  :  324
Print
   
نویسنده: حسین شکربیگی
نگاهی به روند خاطره نویسی دفاع مقدس در ایلام

برخی نهادها گویا در زمینه ی خاطره نویسی دفاع مقدس متولی هستند . گاهی در زمینه ای خاص ، فی المثل در مورد برخی سرداران دفاع مقدس ، یا اتفاقی خاص که در دوران دفاع مقدس روی داده...

برخی نهادها گویا در زمینه ی خاطره نویسی دفاع مقدس متولی هستند . گاهی در زمینه ای خاص ، فی المثل در مورد برخی سرداران دفاع مقدس ، یا اتفاقی خاص که در دوران دفاع مقدس روی داده و  .... به نویسنده  یا کسی که قبلا در این زمینه قلمی زده و کتابی فراهم آورده پیشنهاد  همکاری می دهند . بعد از مقدمات لازم از قبیل تعیین حق التالیف و معرفی منابع و ... طی مدت زمانی مشخص کتابی پدید می آید و خاطراتی مکتوب می شود  ولی سوال اصلی اینجاست که این کتابها به کجا می روند و سرانجامشان چیست؟
بی تردید شما کتاب مزبور را در قفسه ی یک  کتابفروشی ـ لااقل در شهر ایلام ـ نخواهید دید و کتاب هیچ وقت شانس این را که در کنار کتابهای دیگر در قفسه ی یک کتابفروشی قرار بگیرد  ندارد . اما اگر راهتان به یکی از این نهادها بیفتد  یا با مولف کتاب دیداری دست دهد شاید بتوانید کتاب را تهیه کنید و بخوانید . در بیشتر موارد این کتابها در حکم بیلان کاری هستند و در آرامگاه کتاب ها در پستوی نهاد مربوطه برای همیشه از یاد می روند . هیچ کدام از این کتابها هنوز به صدایی در بازار این مملکت دست پیدا نکرده اند . چشمی ـ آنچنان که باید ـ بر سطرهای آنها نلغزیده و هیچ دستی ـ آنچنان که شاید ـ عطف آنها را لمس نکرده است . آنها بی سر و صدا خلق می شوند و بی سر و صدا خاموش می شوند . آیا نویسنده در این میانه مقصر است  یا موضوعی که قراراست کتاب به آن بپردازد چندان جذاب نیست . یا توزیع و تبلیغ کتاب  اصولی و مطابق با واقعیات امروز بازار نشر نیست ؟ جوابش : همه ی اینهاست و چیزی بیشتر.
شاید متولی مربوطه اصلا به جذابیت کتاب نیندیشد برای او شاید تنها سندیت کتاب ـ که امریست مطلوب و لازم ـ اهمیت داشته باشد . شاید او کارمندیست  که تنها باید کتابی چند در این زمینه در واحد مورد مسئولیتش تهیه شود و به  فراگیرشدن آن نمی اندیشد و فقط بیلان کاری برای او اهمیت دارد . شاید اگر مسئول مربوطه دغدغه و دید فرهنگی نسبت به کتاب و نشر آن داشته باشد ما کمتر دچار این خسارت شویم که سالهاست گریبان مارا گرفته است . اگر مسئول مربوطه بداند که این کتاب می تواند منبع الهام نویسندگان و فیلم سازان و صاحبان هنرهای دیگر شود  شاید دقت بیشتری به خرج دهد و کتابی به سامان تر را روانه بازار نشر کند . سپردن نگارش کتاب به کسانی که هنوز کمترین پختگی در این زمینه را ندارند  نیز آفتی ست که باید برای رفع آن چاره ای اندیشید . چرا نباید جمعی از نویسندگان کاربلد را با تمهیدات لازم به این حوزه وارد کرد که حاصلش دست کم  متن هایی باشد که استانداردهای لازم نویسندگی در آنها رعایت شده است . چرا نباید موضوعاتی که قرار است حول محور آنها کتابی نوشته شود را به گزینی کرد  اولویت را به موضوعاتی داد که کشش بیشتری دارند و مخاطب را راحت تر با خود همراه می کنند . چرا نباید جرات کرد و از قالبهای کلیشه ای پارا فراتر گذاشت و طرحی نو درانداخت . اگر به کتابهایی که طی این مدت تولید و عرضه شده اند ؟! نگاهی بیندازید عمدتا ضعف نگارشی در آنها آشکار است . تدوین خاطرات  از سستی و لاجانی رنج می برد . اینکه یک رزمنده  با خلوص نیت  و با انگیزه ای الهی  به جبهه رفته  نوشتنی و خواندنیست اما این همه کار آن رزمنده نیست . اتفاقاتی که این درونیات را آشکار میکند هم باید قلمی شود . خاطره با داستان تفاوتهایی دارد  اما خود از جنس داستان است . از یک واقعیت صرف سرچشمه می گیرد  و اسناد و مدارکی دال بر وقوع آن در دست است  اما چون واقعیست  نمی تواند جذاب پرکشش و خواندنی باشد ؟ آیا ما خاطرات را با گفتن از خصایل فردی یک رزمنده ـ که در سر جای خود بسیار هم لازم است ـ اشتباه نگرفته ایم . آیا این خصایل نیکو را نمی توانیم در قالب یک رویداد و خاطره به شکلی زیباتر نشان دهیم ؟ صفحات پر شده از خطوطی که به شکلی خسته کننده پشت سر هم آمده اند کتابی زیبا و جذاب و مورد وثوق نمی سازد .
اما این تمام ماجرا نیست . نویسندگان ما  خاصه کسانی که دستی در نوشتن دارند  و به نوعی نویسندگی شغل و هنر و زندگیشان است  نیز مقصرند . برخی نویسندگان ما فکر می کنند برای ورود به این عرصه حتما باید مجوز خاصی از ارگانی خاص دریافت کرد .برخی از نویسندگان فکر می کنند  که این حوزه بستر خوبی برای فعالیت نیست  و هنوز به ارزش این حوزه بکر و پر از ایده پی نبرده اند که اگر می دانستند چه فراخنای بی نظیریست برای داستان و رمان نوشتن و سرودن و ساختن  بی گمان خود را از آن محروم نمی کردند . این بی انگیزه گی نویسندگان البته باز به همان سابقه ی کتاب های ضعیف در این حوزه بر می گردد . کتابهایی که نویسنده جماعت را از خود می رماند . چیزی که اورا برانگیزد در این کتابها نمی یابد پس فکر می کند  این حوزه حوزه ی نگاه تک ساحتی و تک بعدی و سفارشی نویسی ست . انگار که جنگ را و آن همه خاطره را از خود نمی داند .انگار این خاطره ی او پدر ، مادر ؛ و برادر او نیست . انگار گذشته اش را به یاد نمی آورد گذشته ای که چندان از او فاصله نگرفته است . جای بسی تاسف است  که نتوانسته ایم  با ساز و کاری مناسب این پندار اشتباه را از اذهان بزداییم
فکر می کنیم ما دیگر به آن اندازه از بلوغ رسیده ایم که به سامان کردن این حوزه را وجه همت خود قرار دهیم  ورود پیدا کنیم  و از منابعی که  در کنار دست ما هستند ساده نگذریم  می توانیم کتابهای ارزشمند در حوزه داستان رمان و .... تولید کنیم . منتظر کمک فلان نهاد نباشیم . خیلی از آثار بزرگ دنیا بر همین مبنا نوشته شده اند . شرح جنگهاییست که اتفاق افتاده . جنگ بستر مناسبی ست برای دیدن زندگی . در کنار هم بودن . انسانی ات . ئاسداشتن باورها و اعتقادات . زمینه ای پارادوکسیکال که همه ی این مضامین را در خود جای می دهد . در بستر از جنگ نوشتن است  که اتفاقات ظهور و بروز پر رنگ تری پیدا می کنند . شخصیت های عمیق تری با ابعاد وسیع ترو گسترده تری رخ نشان می دهند . می توانیم یکی از هزاران رزمنده ای که امروز ممکن است به عنوان یک عابر عادی از کنار ما می گذرند شخصیت اصلی داستانمان قرار دهیم  . کسانی که  اگر پای صحبتها و خاطراتشان بنشینیم  در می یابیم رستم های و یلان امروزند  که در غبار بی تفاوتی که بر ذهن و نگاه ما نشسته آنها را گم کرده ایم .
این جریده ی شریفه بنا دارد  هر هفته با یکی از این عزیزان به صحبت بنشیند . خاطراتشان را نشر دهد و دستمایه ای فراهم آورد برای کسانی که دستشات از ایده خالی ست  برای کسانی که می خواهند نگاهی دیگر به این موضوعات داشته باشند .
بارها پيش از اين گفته ایم که ایلام معدنی گرانبها از خاطرات و حکایات دفاع مقدس است . خاطرات و حکایاتی که هر کدام می توانند دستمایه ی رمان یا داستانهای کوتاهی باشند که در جامعه ی ادبی کشور موجی و جریانی به راه بیندازند . در خبرها آمده بود که دو اثر داستانی از داستان نویسان ایلامی آقایان محمد علی قاسمی و حسین شکربیگی  به دورنهایی  جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در زمینه ی داستان دفاع مقدس راه پیدا کرده اند . این خبر درواقع  مهر تاییدی بود بر آنچه که ما در مقال های پیشین ، استعداد بالقوه در زمینه ی داستان دفاع مقدس در ایلام می خواندیم . اگر این دو کتاب را تورقی کنیم می توانیم با شمایی جدید و جذاب از روایتگری جنگ روبرو شویم . مکان در این دو کتاب  ، استان ایلام است و کاراکترهایی که ایفای نقش می کنند  مردم و رزمندگان و خانواده های ایلامی هستند . دو نویسنده کوشیده اند که  از سرمایه ها و امکاماتی که در دست دارند : از قبیل خاطرات خود و همسالان و همرزمان و فرماندهان دفاع مقدس  داستانهایی ملموس و تاثیرگذار خلق کنند . در این دو کتاب  می توانیم روزهای دفاع و حماسه را پیش نظر آوریم با شخصیت های داستان ها همذات پنداری کنیم و از اتفاقاتی که بر این ملک و ملت رفته  باخبر شویم . این دست کتابها فارغ از بعد داستانی می توانند تاریخ ایلام را از نظرگاه دیگر ثبت  و ضبط کنند . بی تردید قضیه دفاع مقدس نقطه ی عطفی در تاریخ شهر و استان ایلام است . متاسفانه در این زمینه بسیار کم کاری شده  و منابع زیادی در دست نیست . کسی که آن روزها را درک نکرده چگونه می خواهد با گذشته ی حماسی خود در این شهر آشنا شود . تاریخ دفاع مقدس بخشی از هویت ماست . شاید این جمله را بسیار کسان قبول نداشته باشند چون به عمق این رویدادها واقف نیستند . تجربه ی دفاع مقدس بسیاری از جوانان و نوجوانان آن روز را به بلوغ فکری و معنوی رساند . در واقع تاریخ ایلام ورق خورد و ما با سیمای دیگرگون از ایلام و ایلامی روبرو شدیم . تا قبل از انقلاب و دفاع مقدس زیستی که مردم ما داشتند  کناره گیری از هرگونه  فعالیت اجتماعی تاثیر گذاری بود . هر کدام از ایلات و طوایف و حتی اشخاص جزیره های جدا شده ای از هم بودند  اما جنگ همه را به هم نزدیک کرد و به آنها آموخت که کارها با اتحاد است که پیش می رود و اثرگذار می شود . تورق چنین کتابی می تواند تجربه های پیشین را که بر اثر مرور زمان و بی توجهی فعالین در این عرصه  دوباره  در جامعه رواج پیدا کند . روحیه ای که در بین ملت ما آن روزها موج می زد امروز نیاز اصلی است و با انتشار چنین کتبی می توان به نسل امروز و نو آمده تجربه های پیشنی  را به اشتراک گذاشت . واقف شدن به تاریخ خود اعتماد به نفس و عزت به همراه می آورد . وقتی جوان و نوجوان ما با فیلمهای هالیودی ذهن و فضای فکری اش تسخیر می شود چگونه می توان انتظار داشت که بر اساس الگوهای ایرانی اسلامی رفتار کند . چرا کتابهایی از این دست در اختیار او قرار نگیرد تا به عینه ببیند که قهرمانهای واقعی  پدران و برادران آن ها بوده اند  مادرهایی بوده اند که در شرایطی سخت تاب آورده اند  و از حریم و عزتشان پاسداری کرده اند . قرار این سطرها با کلیشه بافی های مرسوم نیست و قصد بر شعاری نویسی نیست اینها واقعیت هاییست که اگر به زبان داستان درآیند از هری پاترها و مرد عنکبوتی ها گوی رقابت را خواهند برد .
حال که این دوکتاب در عرصه ی ملی توانسته اند چنین افتخارهایی  را کسب کنند چرا در زمینه ی محلی ترویج نشوند . چرا صدا و سیما بر اساس همین داستانها سریال و فیلم های کوتاه تهیه و پخش نکند . این پیشنهاد از این رو ارائه می شود که مکان ، آم ها ، دساتان ها همه و همه متعلق  به بومزاد نویسندگان این آثار است  و علی رغم این ها خود داستانها بسیار جذاب و تاثیرگذارند و مطمئنا می توانند رضایت  بینندگان و خوانندگان ایلامی را فراهم آورند .
نکته ی آخر در زمینه ی این دو کتاب اینکه  هر دو اثر بدون تبلیغ و بدون هیچگونه حمایت معنوی نهادهای مربوطه توانسته اند خود را در بازار نشر بر رقبای خود تحمیل کنند . توانایی رقابت در بازار کتاب ویژگی بارز آنهاست . حتی می توانم اذعان کنم که فی المثل مجموعه داستان : روایت های من : مورد بی مهری برخی نهادهایی که قرار است از این گونه کتابها حمایت کنند قرار گرفت . نگاه کوته بینانه آفت و سم مهلکی ست که می تواند  چنین کالاهای فرهنگی را به سمت منزوی شدن هدایت کند . خوشبختانه داوران جایزه کتاب سال فارغ از داوری های تنگ نظرانه دست به انتخاب این دو کتاب زده  و امیدواریم که کتابهای دیگر از نویسندگان دیگر ایلامی هم به چنین موفقیتهای دست پیدا کنند.


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت