ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
::خدمات میز خدمت حوزه هنری::
تاریخ انتشار  :  12:02 عصر ۱۳۹۶/۳/۲۷
تعداد بازدید  :  469
Print
   
کارگاه تخصصی مبانی هنر انقلاب اسلامی

سخنرانی دکتر داود ضامنی در کارگاه تخصصی مبانی هنر انقلاب اسلامی...
از بنده دعوت شد تا امروز مباحثی را در خصوص چیستی و ماهیت هنر انقلاب اسلامی با شما عزیزان طرح کنم. من لازم میدانم چند مقدمه راقبل از ورود به بحث مطرح کنم و چهارچوب نظری وفکری که میخواهیم به این بحث بپردازیم را ابتدا تبیین کنیم و در واقع مشخص بکنیم از چه منظر تاریخی یا از چه منظر گفتمانی به موضوع تبیین هنر انقلاب اسلامی میخواهیم  بپردازیم.
نکته اول اینکه انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی است نه فراتاریخی، یعنی انقلاب اسلامی مثل همه انقلابهای دیگر یک زمینه و یک بستر شکل گیری داشت و یک نقطه اوج. شاید ما بتونیم به مفهوم انقلاب اسلامی دو نگاه داشته باشیم؛ یک نگاه در واقع نقطه آغاز انقلاب اسلامی را در اوایل قرن حاضر حدود سالهای 1315-1318 در نظر می گیرد که حضرت امام به هر حال به وضع سیاسی، اجتماعی، دینی جامعه، نقدهایی را وارد می دانست و با سخنرانیهای خودشان در واقع احساس کردند که کشور دچار  انحرافهایی شده در حوزه حکومت داری، در حوزه مسائل دینی بخصوص و در حوزه مسائل اجتماعی. با تشدید  این اعتراضها یک موجی از مخالفت نسبت به دیدگاه حضرت امام شکل می گیرد شاید در همان اوایل سالهای قرن حاضر، حضرت امام خیلی به فکر یک انقلاب همه جانبه نبودند، احساس می کردند با پاره ای از اصلاحات هم مشکلات دینی، مشکلات اجتماعی و مشکلات سیاسی کشور، قابل اصلاح است، اما با شدت گرفتن این انتقادات و در واقع مخالفتها بخصوص با تبعید ایشان تا قیام مردمی و پیوستن خیلی از انقلابیون به مبانی نظری حضرت امام، موجی از اعتراضات در کشور شکل می گیرد تا به سال 42می رسیم. بسیاری از مورخین، از اتفاقات تا قبل از سال42 به عنوان دوران نهضت  یاد می کنند. تقریبا از حدود سالهای 40،42 هست که خود حضرت امام، و بسیاری از انقلابیون تقریباً به این نتیجه میرسند که کشور با اصلاحات درست نمیشود و مستلزم یک انقلاب همه جانبه در عرصه سیاسی، حکومت داری، در عرصه دینی و بسیاری  ارکان کشور است. این مقاومتها  و روشنگریها تا بهمن 57 ادامه پیدا می کند. بنابراین ما اگر بخواهیم انقلاب را از این زاویه تبیین بکنیم، خاستگاه انقلاب برمیگردد به حدود سالهای 1300تا 1315، و اوج انقلاب در واقع در بهمن 1357شکل می گیرد.  اگر چنین رویکردی را نسبت به انقلاب داشته باشیم، نمونه های هنری که در این فاصله زمانی خلق میشود را اگر نگاه بکنیم میبینیم که عموماً در ذیل مفهوم انقلاب اسلامی نمیتواند طبقه بندی بشود. شاید  از حدود سالهای 50-1349هست که برخی از نمونه های هنری عموماً در حوزه شعر و ادبیات خلق میشود که ازاینها بیشتر به عنوان هنر اعتراض میتواانیم  یاد بکنیم. اما اگر بپذیریم  انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی است که از بهمن1357 شروع میشود و تا به امروز هم ادامه دارد، در آن صورت در واقع نمونه های هنری که در حوزه سینما، تئاتر، سرود ، شعر ادبیات خلق میشود  بعد از بهمن 57، در درواقع  میتواند کانتکست و زیرمجموعه هنر انقلاب اسلامی،  تعریف شود،بنابراین یک نگاه برای تبیین چیستی و ماهیت هنر انقلاب اسلامی،  نگاه تاریخی است. ما نمی توانیم به نمونه های هنری که در قرن گذشته در حوزه ادبیات یا در حوزه هنرهای تجسمی، نقاشیهای قهوه خانه ای یا گونه های دیگر هنری که خلق شدند، کلمه هنر انقلاب اسلامی را اتلاق بکنیم. چنانکه عرض کردم انقلاب اسلامی یک مفهوم تاریخی است و ما بایستی خاستگاه انقلاب اسلامی را در تبیین و چیستی هنر انقلاب در نظر بگیریم. این یک نکته.نکته ی دیگری یا مقدمه دیگری که قابل طرح است، اینکه ما باید بین چهار مفهوم که عموماً در تعریف هنر انقلاب ممکن است با هم خلط بشود تفاوتهایی را قائل بشویم. چهار مفهوم را من در واقع از هم تفکیک می کنم و هر کدام از آن ها را  به اقتضا توضیح میدهم. شرح مبسوطش شاید در حوصله این جلسه نگنجد فقط اشاره ای را عرض خواهم کرد:
یکی مفهوم هنر دینی است. هنر دینی در واقع محدود و محصور به قرن حاضر نیست و شاید نمونه هایی که درتاریخ هنر در قالب و ذیل هنر دینی  طبقه بندی میشود،  برمیگردد به زمانی که بشر احساس  می کند یک مفهوم متعالی و در واقع یک مفهوم خیالی یا  یک مفهوم بیرونی که در ادوار مختلف، القاب و اسامی مختلف دارد، وجود دارد و نسبت خودش را با این مفهوم میخواهد تعیین کند. ما هنر دینی را در دوره مسیحیت حتی پیش از ادیان ابراهیمی داریم، در دوران ادیان ابراهیمی هم نمونه هایی  که در واقع از هنر دینی خلق شده را میتوانیم ذیل این عنوان طبقه بندی بکنیم.  بنابراین هنر دینی به هیچ وجه محدود به حوزه دین اسلام نمیشود و چنانچه در کتابهای تاریخ هنر میتوانیم نمونه های هنر دینی را ببینیم حتی از زمانی که انسانهای غار نشین در غار لاسکو فرانسه یا در تمدنهای اولیه بین النهرین و بعدها در یونان باستان و بعدها در قرون وسطی که عرض کنم نمونه های هنری بیشتر در شمایل نگاری و کلیساها دیده میشود میتوانیم از آن به عنوان هنر دینی یاد بکنیم اما قطعاً هنر انقلاب اسلامی مساوی هنر دینی نیست.
مفهوم دیگری که می بایست از هنر انقلاب اسلامی متمایز شود، هنر اسلامی است. هنر اسلامی از زمان تاسیس دین مبین اسلام توسط پیغمبر و پرداختن هنرمندان به مفاهیم و آموزه های اسلامی شروع میشود. عمده هنر اسلامی را ما  میتوانیم در بناهای معماری و آنچه را در تمدن اسلامی پایه گذاری شده، ببينيم . در دوره عباسیان، در دوره امویه، در دوره اولیه اسلام نمونه هایی از هنر دینی را باآن مواجه هستیم ،بویژه در ادبیان عرفانی، در هنر معماری، اینها را میتوان ذیل هنر اسلامی طبقه بندی کنیم. هنر اسلامی به این معنا نیست که این هنری است که مسلمانان به آن پرداختند ما نمونه های هنری داریم که توسط غیرمسلمانها خلق شده آن چیزی که در واقع کلمه هنر اسلامی به آن اطلاق میشود آن پرداختن به یکی از مضامین و مفاهیمی هست که در قالب دین و شریعت اسلام به آن پرداخته میشود.
مفهوم دیگری که لازم هست  از هنر انقلاب اسلامی متمایز شود ، هنر انقلاب است. هنر انقلاب هم در تاریخ هنر، از زمانی شروع میشود که تقریبا از قرن 18به بعد انقلاب کبیر فرانسه، اگر از منظر جامعه شناسی سیاسی به آن نگاه کنیم به عنوان یک اولین انقلابی هست که در دوره مدرن اتفاق می افتد و بعد از آن انقلابهایی که در دنیا به وقوع میپیوندد انقلاب چین، شوروری، آمریکا، کوبا، باعث میشود که یک پدیده سیاسی در حوزه هنر ورود پیدا کند و هنرمندانی در خصوص پدیده های سیاسی دورانشان آثاری را خلق کنند. شاید مثلا رمان بينوایان که احتمالاً هم فیلم، سریال یا در واقع انیمیشن آن را خیلی از شما دیده باشید با هنر انقلاب مرتبط میشود که در سالهایی که انقلاب فرانسه به وقوع می پیوست، نوشته شده یا آثاری که در شوروی توسط شولوخف و تولستوی و نویسندگان روسی خلق شد.
هنر انقلاب اسلامی، به این معنا خودش را از مفاهیمی که عرض کردم متمایز می کند. البته هنر اسلامی هم خاستگاه دینی، هم خاستگاه اسلامی و هم خاستگاه انقلابی رادارد،اما لزوماً هنر انقلاب اسلامی، مساوی هنر دینی یا مساوی هنر اسلامی تعریف نمیشود. بخصوص شما معلمین و کسانی که در امر آموزش و پرورش هستید ، خوب است که بعضی از این موراد را که برای دانش آموزان ممکن است سوال بشود،  مقداری ایضاح مفهومی بکنید چون با این طبقه بندی که من عرض کردم عموماً در کتابهای تاریخ هنر به آن پرداخته نشده است. چنانکه عرض کردم هنر انقلاب اسلامی یک هنر تاریخ مند است. یعنی از زمانی که پدیده ای به نام انقلاب اسلامی در بهمن 57  شکل می گیرد، آغاز میشود وما نمونه هایی را که در این مقطع این 4دهه خلق میشود،  میتوانیم در قالب هنر انقلاب اسلامی، تعریف بکنیم.  این هم یک نکته.
من برای ورود به بحثم، مایل هستم از یک مفهومی که در واقع میشل فوکو استفاده می کند، استفاده بکنم، و آن در واقع مفهومی تحت عنوان گفتمان هست. گفتمان یعنی اینکه بتوانیم بین دال و مدلولهایی که در جامعه هست یا در حوزه زبان وجود دارد یک ارتباطی برقرار کنیم . بین گزاره ها ومفاهیم شناوری که در حوزه زبان، وجود دارد بتوانیم یک ساختار ترسیم بکنیم. برای گفتمان تعاریف خیلی زیادی را مطرح کرده اند . من توی این نشست خیلی بنا ندارم که مفهوم گفتمان را بررسی کنم اما عجالتاً ما این تعریف را بپذیریم که گفتمان مجموعه آن  نشانه های زبانی و آن مفاهیم و بایستاری میشود که در ساختار زبان خودش را بروز میدهد و ما اگر بتوانیم پیوندی بین این نشانه ها برقرار بکنیم گویی یک گفتمان شکل می گیرد. گفتمانها در یک مقطعی متولد میشوند زیست میکنند، و ممکن است  در یک مقطعی هم از بین بروند. گفتمانها در واقع ممکن است  یک دگری هم داشته باشند. اصطلاحاً ممکن است  یک پادگفتمانهایی هم برای آنها  شکل بگیرد. ما وقتی صحبت از هنر انقلاب اسلامی میکنیم بایستی این مفهوم را در گفتمان انقلاب اسلامی ردیابی کنیم. ببینیم گفتمان انقلاب اسلامی دارای چه اصول چه مفاهیم و چه ارکانی هست. آیا میتوانیم یک چهارچوب نظری، یک دکترین و یک فهم تئوریک از این مفاهیم در حوزه هنر انقلاب اسلامی داشته باشیم یا نه. تقریباً اگر دیدگاههای حضرت امام و بسیاری از رهبران انقلاب اسلامی و انقلابیونی که در اوایل انقلاب بهرحال پایه گذار نهضت انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی بوده اند، را اگر بررسی بکنیم شايد هیچ کس به اندازه حضرت امام و حضرت آیت الله خامنه ای مقام معظم رهبری، به مفهوم هنر نپرداخته باشند. یعنی اگر شما آثار شهید بهشتی، باهنر ، آثار علامه جعفری و آثار بزرگان انقلاب را نگاه بکنید شاید هیچ کس و حتی مراجع عظام چه در قید حیاتند چه رحلت فرموده اند، شاید هیچ کس به اندازه این دو بزرگوار به حوزه  هنر، و تبیین هنر و تعیین شاخصه ها و معیارهای هنر نپرداخته است. البته علامه جعفری به بحث هنر در کتاب خودش پرداخته است. اما چنانکه عرض کردم بیشتر از منظر حکمت هنر و حکمت هنر دینی یا مجموعه آثاری که حضرت آیت الله جوادی آملی دارند در باب هنر که بسیار نظرات نافذی هست در ذیل حکمت هنر دینی و حکمت هنر اسلامی، قابل طبقه بندی است اما در حوزه هنر انقلاب اسلامی به نظر میرسد که بیش از همه خود آرا و اندیشه های حضرت امام و آرا و آن هندسه هنری خود مقام معظم رهبری، بهتر میتواند برای ما دلالت ها و نشانه ها و مفاهیم و بایسته هایی را بدهد که ما یک فهم تئوریک و یک فهم نظری از مقوله هنر انقلاب اسلامی بتوانیم بدست بیاریم.
من با بررسی که در محتوای دیدگاه های حضرت امام داشتم، به یک دسته بندی  رسیده ام که به اجمال رئوس این دسته بندی را عرض خواهم کرد:اولاً  خود حضرت امام یک هنرمند شاخص و والا بودند. یعنی هم در حوزه شعر، هم در حوزه نگارش، هم در حوزه عرفان ، هم در حوزه کلام. آثاری که از ایشان به یادگار مانده است  از نمونه های برجسته هنر تلقی میشود. یعنی زیست حضرت امام فقط یک زیست سیاسی نبوده، فقط یک زیست طلبگی و زیست  فقهی نبوده است. شخصیت حضرت امام و تجربه های زیسته ایشان در عرصه هنر بسیار مثال زدنی است. ما نامه هایی را که به همسرشان نوشته اند وقتی که در تبعید بودند نگاه می کنید، می بینید سجع و ایهام، تلمیح، انواع صناعات ادبی را که ما در حوزه ادبیات فارسی در آثار بزرگان می بینیم در نوشته های حضرت امام هست. حضرت امام یک شاعر بسیار برجسته بودند. بعد از فوتشان این نوشته های شعریشان منتشر شد و خیلی ها این جنبه از شخصیت حضرت امام را شاید تا قبل از فوتشان ندیده بودند یا کمتر بررسی کرده بودند بنابراین زیست خود حضرت امام نیز یک زیست هنرمندانه بود.  حالا آن آثاری که در کارهای مکتوبشان به جای گذاشتند  زبان متکلف، فنی و زبان ادبی که در آثارشان استخدام کردند، خود این می تواند معرف این باشد که حضرت امام هنر را به عنوان یک امر تجملی به حساب نیاوردند. تجربه زیسته خود حضرت امام در زمینه هنر میتواند برای ما خیلی  اشارتها و دلالتهای زیادی داشته باشد. حضرت امام دیدگاهشان در باب ماهیت هنر انقلاب اسلامی در واقع با انتقاد از وضعیت هنری دوران پهلوی شکل می گیرد. یعنی اگر شما به خطابه ها، نوشته ها و سخنرانیهای حضرت امام تا قبل از بهمن 57 و در سالهای اول انقلاب یعنی در حدود سالهای 61و 62 مراجعه بکنید آرا حضرت امام در حوزه هنر انقلاب اسلامی، عموماً با یک نگاه انتقادی به آن چیزی که در دوران پهلوی بود، آغاز میشود. بنابراین حضرت امام قبل از این که تعیین بکنند هنر انقلاب اسلامی چیست، اول به این موضوع پرداختند که هنر چه چیزی نیست. من حالا تکه هایی از صحبتهای حضرت امام را عرض میکنم که شما در واقع ببینید نگاه انتقادی ایشان به هنر پیش از انقلاب چگونه بود:
ایشان مثلا درباره فیلمهای  تلویزیون در جایی  در صحیفه نور، جلد 21، صفحه 194( دوستانی که علاقه مند بودند در آرا حضرت امام و مقام معظم رهبری کندوکاوی بکنند ، این کندوکاوها را میتوانند ادامه بدهند. بنده به اندازه فهم خودم و به اندازه برداشت خودم، این مطالبی را که به نظرم رسید میشود بر پایه دیدگاههای حضرت امام و هندسه معرفتی مقام معظم رهبری، ما یک تبیینی از ماهیت و چیستی مفهوم هنر انقلاب داشته بااشیم عرض میکنم. اما مفاهیم بسیاری وسیعی دارند هم خود حضرت امام و هم مقام معظم رهبری، و این مستلزم این است که ما یک مقدار در نوشته ها و گقته های ایشان غور بکنیم )
میفرمایند:
"فیلمهای تلویزیون از فرآورده های غرب یا شرق بود که طبقه جوان زن یا مرد را از مسیر عادی زندگی و کار و صنعت و تولید و دانش منحرف و به سوی بیخبری از خویش و شخصیت خود یا بدبینی و بدگمانی به همه چیز در کشور حتی فرهنگ و ادب و مآثر پرارزش که بسیاری از آن، با دست خیانتکار سودجویان به کتابخانه ها وموزه های غرب و شرق منتقل گردیده، کار شده."
باز ایشان در جایی در حوزه سینما، نظرات خیلی انتقادی دارند، می فرمايند:
ما با سینماهایی که برنامه های آنها فاسدکننده اخلاق جوانان ما و مخرب فرهنگ اسلامی باشد، مخالفیم اما با برنامه هایی که تربیت کننده و به نفع رشد سالم اخلاقی و عالی جامعه باشد، موافقیم. "
یعنی سینما، تئاتر و گونه های هنری در منظومه فکری حضرت امام، امر مذموم شناخته نمیشود آن  نقدی که ایشان دارد به نمونه های هنری یا هنری که در زمان پهلوی بود، از این منظراست که معتقد هست در سینما یک انحراف صورت گرفته است.
من اینها را تعمداً عرض میکنم که عرض کنم  زمانیکه ما درباره تدوین یک نظریه صحبت می کنیم باید استناد بکنیم به رهبران و کسانی که سردمدار حوزه انقلاب اسلامی بودند. ما از خودمان نمیتوانیم یه تعریف جعل بکنیم و آن را منسوب بکنیم به انقلاب اسلامی. چنان که عرض کردم پیش فرض بنده این است  که گفتمان انقلاب اسلامی درا ندیشه حضرت امام و اندیشه های مقام معظم رهبری، بهتر از بقیه شخصیتهای انقلابی تبیین و ترسیم شده است.. بنابراین ما اگر میخواهیم یک چهارچوبی برای فهم هنر انقلاب اسلامی داشته باشیم، بهتراست  که به آرا و اندیشه های این دو بزرگوار مراجعه بکنیم ببینیم که حضرت امام و مقام معظم رهبری نگاهشان، دیدگاهشان و فهمشان از حوزه هنر چه بوده  است و آنجایی که میخواهند براي  ما اشارتها، خط قرمزها، خط نارنجی و خطوط سبز هنر انقلاب اسلامی را ترسیم بکنند، این اشارتها کجا گفته شده است.
باز در جای دیگری، صحیفه نور، جلد 5، صفحه 6:
سینمای ما مرکز فحشاست(این انتقادی ست که به سینمای دوره پهلوی دارند) ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی که در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، ما با آن مخالفیم."
ببینید این نقدها کجا وارد میشود.
پيش نيامده است كه حضرت امام  در یک سخنرانی فقط  مبانی هنر انقلاب را توصیف بکند، غیر از یک سخنرانی که در سال 67 که تقریباً در هفته دفاع مقدس هست، که یک یادداشتی را مینویسند که بعدها این یادداشت، به منشور هنر انقلاب مشهور می شود ، که قسمتهايي از آن  را  بنده عرض خواهم کرد. قبل از آن هم تکه تکه در واقع حضرت امام توی آثار و سخنرانیها و نوشته هايشان نقدهایی را به بحث هنر داشتند و اشارتهایی را که هنر اصیل و انقلابی از نظر ماچیست آنجا هم یك اشارتهایی به ما دارند
باز در صحیفه اشاره می کنند که :
" ممکن است کسی در سینما، نمایشهایی که میدهد نمایشهای اخلاقی باشد، نمایشهای آموزنده باشد که آن را هیچ کس منع نکرده اما سینمایی که برای فساد اخلاق جوانان ماست، و اگر چندی جوانهای ما در سینماهایی که در این عصر متعارف بود و در زمان شاه متعارف بود، اگر چند وقت یک جوان در آنجامي بود  فاسد بیرون می آید.
باز حضرت امام در حوزه موسیقی  انتقادهایی را مطرح کرده اند:
" از جمله چیزهایی که باز مغزهای جوانان را مخدر میکند و تخدیری، موسیقی است. موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش بدهد، تبدیل شود به یک مغز کسی غیر از انکه جدی ست. از جدیت انسان را بیرون می کند و انسان را متوجه می کند به جهاتهای دیگر"
پس ببینید در خیلی از جاها حضرت امام، نقد داشته است به هنری که در دوره پهلوی چه در حوزه سینما و حتی ادبیات که من به جهت ضیق وقت به آنها اشاره نمی کنم، این مورادی را که من احصا کردم از مباحث حضرت امام نشان میدهد که امام یک منتقد جدی بوده به وضع هنر در دوران پهلوی.
اما اگر ما بخواهیم یک چهارچوبی را از مبانی نظری حضرت امام در حوزه هنر انقلاب بیرون بکشیم بنده به اندازه فهم خودم و برداشتی که از نوشته های ایشان داشتم به نظرم میرسد که هنر انقلاب اسلامی در اندیشه حضرت امام ذیل چهار اصل خلاصه می شود.. یعنی 4رکن را حضرت امام در خصوص چیستی هنر انقلاب برای ما گفته اند:
رکن اول: هنر  بایستی خاصیت تذهیب نفس داشته باشه. یعنی هنر باید مروج اخلاق باشد. منظور آن هنر، هنر انقلاب اسلامیست. ببینید چه دلالتهایی را حضرت امام دارند: صحیفه نور، جلد 3، صفحه 92
فیلمهای منحرف کننده از اخلاق متعالی انسان، ممنوع است–این کدها را ببینید حضرت امام یه جاهایی کدهایی را به ما میدهند که در واقع گویا ایشان فهمی که از هنر انقلاب دارد انقلاب مساوی است با آن چیزی که اخلاق را ترویج می کند.
جلد 3، صفحه69:
" شما یک سینمای اخلاقی یک سینمای آموزنده بیاورید اگر کسی با آن مخالفت کرد. "
این تاکید حضرت امام به حوزه اخلاق، به نظرم برای شما که در امر تعلیم و تربیت هستید،  بسیار نکته مهمی است. مفهوم انقلاب اسلامی یک مفهوم ایستا نیست یک مفهوم پویاست، ما باید آن کانتکستی که حضرت امام صحبت کرده را در نظر بگیریم. این ها بحثهایی هست که مربوط به حدود سالهای 1359،1360 است. بعدها باز حضرت امام اشاراتی را در حوزه هنر به ما میدهند ، ما باید ببینیم  چقدر می توانیم از این دستگاه فکری  یک نظریه استخراج بکنیم که بر مبنای این نظریه بتوانیم در امر تعلیم و تربیت موفق باشیم و نمونه هایی که دانش آموزان و گروه های هنری ميخواهند خلق کنند اگر شما بخواهید آنها را به معرض قضاوت بگذارید  میزانی یک خط کشی داشته باشید، که مشخص بکند مرز هنر انقلاب اسلامی را با هنرهای دیگر. با این دگر هنر اسلامی، لزوماً هنر غرب نیست، ما هنرهای دیگری هم داریم که ممکن است  خیلی از ما در واقع در طول زندگی روزمره هم ازآن استفاده بکنیم. یعنی لزوماً دگر هنر اخلاقی، هنر غیراخلاقی نیست.  یه جاهایی اشاره خواهم کرد که درتعریف حضرت امام و بخصوص در تعریف مقام معظم رهبری از هنر، ایشان می گویند  هنر نباید خنثی باشد. هنر حتماً باید موضع داشته باشد. نه تنها به موضوع می پردازد بلکه موضع هم در هنر انقلاب اسلامی مهم است. حالا ببینیم حضرت امام در واقع از ارکان هنر انقلاب چه فهمی را به ما منتقل کرده است:
یک بحثش بحث هم راستایی هنر با اخلاق بود. هنری که نتواند تذهیب نفس كند قطعاً هنر انقلاب اسلامی نیست.
باز ایشان  در صحیفه صفحه 162:
" ساختن تئاتری که مطابق با اخلاق انسانی اسلامی باشد زحمت دارد و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد، نیازمند صرف مدتها وقت است و هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده که باید به مرکز فساد تبدیل شود و ابتذال در آنها شکل بگیرد."
باز ببینید ابتذال در هندسه معرفتی حضرت امام یعنی چی؟ یعنی آنجایی که در واقع یک امر اخلاقی زیر پا گذاشته میشود.
اصل دیگری که میتوانیم از ددیگاههای حضرت امام استفاده کنیم برای تبیین مفهوم هنر انقلاب، این است که هنر باید خاصیت تربیتی و پرورش دهندگی داشته باشد.
باز ایشان در صحیفه جلد16 درباره این مفهوم چه  فرموده اند:
"فیلمی که شما نشان بدهید اگر فیلم سازنده باشد، این در سرتاسر کشور سازندگی دارد و اگر یک فیلم خدایی نخواسته انحرافی باشد، در سرتاسر کشور نقش دارد. شما این را مثل سایر رسانه های گروهی به حساب نیاورید، هنر چیزی نیست که وقتی خلق شد و در معرض دید مخاطب قرار گرفت، کسی بتواند آثارش را به راحتی پاک کند . اثری که می گذارد در ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه مخاطب، ممکن است  تا مدتها ادامه داشته باشد."
باز ایشان در جایی به صراحت اشاره میکنند که:
"رادیو تلویزیون یک دستگاه آموزشی است. سینما یک دستگاه آموزشی است".
اینکه عرض کردم هنر اگر خاصیت تربیت کنندگی نداشته باشد به نظر میرسد که ما نتوانیم در واقع این تلقی از هنر را ذیل مفهوم هنر انقلاب بیاوریم. حضرت امام در واقع با این مطالبی که در باب هنر بیان میکنند به ما یک خط کش میدهند. هنر، یک، باید مروج اخلاق باشد. دو هنر خاصیت پرورش دهندگی داشته باشد بنابراین در اینجا هنر برای هنر در کلام حضرت امام اصالتی ندارد  تئاتر، سرود، تابلو مجسمه فیلم ادبیات، يا هرهنر ديگري  که فقط هنر برای هنر باشد دیگر توی این تلقی جایی ندارد. سینما یک جاییست برای آموزش. برای پرورش. ببینید اینها کلیدواژه های حضرت امام هستند.  این کلیدواژه ها را ما داریم از هندسه معرفتی حضرت امام اخذ می کنیم برای اینکه بتوانیم یه چارچوب نظری برای تبیین هنر انقلاب شکل بدهیم.
ویژگی دیگری که حضرت امام درباره هنر انقلاب قید می کنند ،این است که هنر باید شرافت داشته باشد. این هم خیلی نکته جالبی است. در صحیفه جلد 18،  منشور هنر انقلاب یعنی همان پیامی که به هنرمندان در سال 67دادند، میگویند:
"گیرم که قلم فرسایان هنرمند بتوانند میدانهای شجاعت و دلاوری آنان و قدرت و جسارت فوق العاده آنها را در زیر آتش مسلسلها و توپخانه ها و تانک ها ترسیم نمایند و نقاشان و هنرپیشگان بتوانند پیروزی های هنرمندانه آنها را در آن شب های تار در مقابل موشک ها  و بمب افکن های دشمن غدار و عبور از پیچ و خمهای سیم های خاردار  و کوههای سربفلک کشیده و بیرون کشیدن دشمنان خدا از سنگرهای بتونی و مجهز به جهازهای پیشرفته را مجسم نمایند، لکن آن بعد عرفانی الهی و ان جلوه های معنوی ربانی که جانها را به سوی خود پرواز میدهد و آن قلبهای ذوب شده در تجلیات الهی را با چه قلم و چه هنری میتوانیم ترسیم بکنیم.
هنرمندان زمانی میتوانند رسالت خود را تمام شده فرض بکنند که مردمشان بدون اتکا به غیر تنها و تنها در چارچوب مکتبشان به حیات جاویدان رسیده اند. و هنرمندان ما در جبهه های دفاع مقدس اینگونه بوده اند تا به ملا اعلا شتافتند و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند و در راه پیروزی اسلام عزیز، تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا کردند."
این کلید واژه های حضرت امام هست. یعنی حضرت امام وقتی می خواهند هنرمند راستینی را معرفی بکنند میگویند همان کسانی هستند که در دفاع مقدس حضور داشتند. حماسه را آنها خلق کردند. هنری که دردمندی در آن  وجود نداشته باشد، آن هنر از دیدگاه حضرت امام  به عنوان هنر اصیل یا هنر برخاسته از گفتمان انقلاب اسلامی، تلقی نمیشود.
و چهارمین رویکردی که حضرت امام نسبت به هنر ابراز کردند، اینکه هنر باید یک رویکرد نقادانه داشته باشد.
صحیفه نور، جلد 21، صفحه30:
هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است.
اینطور نیست که هنر در هندسه معرفتی حضرت امام فقط باید به مبانی اسلام یا حوزه دفاع مقدس بپردازد. البته ایشان می گویند هنر والا همان هنریست که جهادگران در دفاع مقدس خلق کردند. اما هنر بایستی این خاصیتها را داشته باشد. یعنی  روحیه انتقادی نسبت به پدیده های اجتماعی و اقتصادی. پس ببینید ما چهارتا اصل را توانستیم از آراء حضرت امام در باب چیستی هنر انقلاب استخراج بکنیم:
1-هنر درهندسه معرفتی حضرت امام باید خاصیت اخلاقی داشته باشد. باید همپای اخلاق باشد. هنر بایستی که منجر به تذهیب نفس شود.
2-اصل دومی که حضرت امام مطرح می کنند اینکه هنر باید خاصیت تربیتی و پرورش دهندگی داشته باشد.
3-هنر باید شرافت داشته باشد.
4-هنر باید در برابر پدیده های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یک رویکرد نقادانه داشته باشد.
من به نظرم میرسد  که اگر مجموعه آثار و دیدگاههای حضرت امام را در باب هنر تورق بکنیم، ما میتوانیم این چهار اصل را به عنوان آن اکسیوم ها آن پرینسیپلزهایی که در یک دکترین هنری در یک نظریه هنری، بایستی وجود داشه باشد میتوانیم اینها را از توی آن استخراج کنیم. این بحث هنر انقلاب اسلامی از دیدگاه حضرت امام اما در هندسه معرفتی  مقام معظم رهبری  هنر انقلاب اسلامی را چگونه ترسیم میکنند.
اولاً ایشان معتقدند که هنر یک زبان است  برای انتقال پیام و ارتباط ، یعنی جنس هنر مثل زبان است. بنابراین اگر هنر نتواند با مخاطبش ارتباط برقرار بکند، آن هنر، هنر نیست. هنر باید مایه هنریش قوی باشد. بنابراین آن کسانی که مایه هنری ضعیفی دارند آثاری هم که خلق میکنند خیلی نمیتواند با مخاطب ارتباطی بگیرد. این یک نکته.
در بیانات رهبری در 28اردیبهشت 1383: هنر وسیله ابزار و ورسانه است. هنر جزو برجسته ترین مخلوقات الهی ست و جزو ارزشمندترین صنع پروردگار است. هنر مهمترین وسیله برای گسترش یک فکر درست  یا نادرست.
یعنی هنر میتواند هم یک پیام درست را منتقل کند و هم یک پیام نادرست را ..
ایشان در آراء خودشان در باب هنر، چند تا نکته خیلی خیلی کلیدی دارند که من سعی کردم  مقداری اینها را ساده سازی بکنم. یکی از نکات مهمی که توی دید گاههای مقام معظم رهبری وجود دارد دوگانه هنر خوب، هنر بد است . یعنی ایشان معتقدند که هنر دو دسته است: هنر خوب و هنر بد. خب هنر خوب چه ویژگیهایی باید داشته باشد: ایشان سه ویژگی را برای هنر خوب بیان می کند:
1-هم باید در برابر فرم تعهد داشته باشد هم در قبال محتوا.
یعنی هنر نمیتواند فقط در قبال فرم تعهد داشته باشد،  محتوا هم در هنر انقلاب اسلامی مهم است  یک ایده هنری اگر خوب پرداخت نشود، آن پیام رو نمیتواند خوب منتقل بکند.
2-ویژگی دوم  ایشان هم مثل حضرت امام معتقداست، پایبندی هنر به اخلاق است.
این در واقع يك کلیدواژه است . ایشان در جایی می فرمایند ، _ در دیداری که با اهل هنر دارند
- می گویند
" رومن رولان در یک جایی گفته است که در کار هنری یک درصد هنراست و 99درصد اخلاق. اما بنده میگویم رومن رولان اشتباه کرده است ، صددرصد هنر و صددرصد اخلاق باید باشد یعنی هنر به هیچ وجه نمیتواند از دایره اخلاق بیرون بایستد."
3-ویژگی سومی که برای هنر خوب مطرح میکنند این است که هنر باید مسئولیت پذیر باشد. باز ایشان در جایی اشاره می کنند میگویند" برخی فکر می کنند وقتی ما میگوییم هنرمتعهد، یعنی یک مفهوم پارادوکسیکال ، چون تعهد مثل یک زنجیریست که به هنر، در واقع وصل است. اما این دو هیچ تناقض ذاتی با هم ندارند. چرا؟ به نظر من ازا این نکات شما به عنوان معلمین خیلی خیلی استفاده کنید."برای اینکه هنرمند قبل از هنرمند بودن، انسان است و انسان مسئولیت پذیر" 
انسان نمیتواند در برابر  پدیده ای که قرار می گیرد بی قید باشد، این مسئولیت پذیری را در کنارآن  شاخصی که از حضرت امام عرض کردم بگذارید. هنر باید شرافت داشته باشد.  شما خاطرتان هست که سال گذشته برخی از آوارگان سوری وقتی میخواستند به ترکیه پناهنده بشوند ، یك کودک سوری چهار ساله ای بود که وقتی در آب غرق شد  عکاسی عکس گرفته بود؛ این عکس در سطح رسانه های دنیا مخابره شد و بخاطر مظلومیت آوارگان سوری را نشان داد  اما خیلی ها به عکاس انتقاد کردند که چرا به آن کودک کمک نکرده است یا برخی که در سوریه از جزغاله شدن کودکان عکس میگرفتند. همین پریروز بود که یکی از خبرگزاریهای خارجی نشان داده بود که توی این حمله ناجوانمردانه ای که کرده بودند به کاروانی که از فوعه و کفریا داشت خارج میشد، حدود 5 تا 6 تا از این اتوبوسها را منفجر کردند و چیزی حدود 150بچه سوختند. اینجا  خبرنگاری را نشان میداد که دیگر نمیتوانست عکس بگیرد وداشت گریه می کرد. اگر هنر، مسئولیت پذیری برای هنرمند در پی نیاورد گویی این هنر، در هندسه معرفتی مقام معظم رهبری در ذیل هنر خوب تعریف نمیشود
هنر بد هم از نظر ایشان سه ویژگی دارد:
1-هنریست که به انحطاط کشیده شده است.
انحطاط به چه معنا؟ یعنی از جایگاه واقعی خودش پایین آمده است  . این، هنر را منحط میکند.
2-مهارگسیختگی.
البته ایشان باز نقدشان به هنر قبل از انقلاب است. میگویند هنر قبل از انقلاب از حدود خود خارج شده بود. حدود فکری، اخلاقی و شرعی.
3-گم کردن جهت: هنر باید جهت، مفاد و غایت داشته باشد. هنر ولو هنر سالم.
اصلا هنر ناسالم یا بد که اصلاهنر نيست  بعد ایشان.پیغمبر را مثال میزنند که پیغمبر بسیاری از آموزه های اسلامی را وقتی میخواستند تبیین بکنند، به آن جهت دادند. پیغمبر همه ساختارهای فرهنگی جامعه اش را  بهم نریختند، مثل بعضی از سنتهایی که معقول بود و در کانتکس اسلام پذیرفته می شد به هرحال ایشان همه ارکان فرهنگی زمان خودشان را تایید کردندو منکوب نکردند اما به آن  جهت داد. پرستش عمل خوبی است اما شما به جای اینکه بت بپرستید، خدای واحد را بپرستید. آن خاصیت جهت دهندگیش هست که در واقع ایشان توی نظراتشان بیان کردند.
دوگانه دیگری را مقام معظم رهبری توی تبیین هنر انقلاب بیان میکنند. دوگانه هنر خودی و هنر بیگانه.
معتقدند ما باز هنر را میتوانیم به دو قسم تقسیم بکنیم: برخی هنرها خودی هستند،برخی هنرها هم بیگانه اند.بعد میگوینددر هنر بیگانه آنجایی هست که پای سیاست وسط می آید. ایشان به کرات میگویند در بسیاری از کشورهای غربی نگاه میکنید میبینید که سیاستمداران از هنر به عنوان ابزار سلطه استفاده میکنند.اصلا قابل حاشا کردن هم نیست، بنابراین آن هنر، هنربیگانه است، هنر سلطه. در بسیاری از فیلمها و موسیقیها از جاذبه های جنسی استفاده می شود. اما هنر خودی چه ویژگیهایی دارد 
1-توجه به هنر دینیایشان میفرمایند هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشری گری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی آید.نباید تصور کرد که هنر دینی حتماً آن است که یک داستان دینی را به تصویر بکشدهنر دینی هنری است که عدالت را در جامعه بصورت یک ارزش مطرح می کند ولو شما هیچ آیه ای از قرآن هیچ حدیثی در باب عدالت از خلال هنرتان مطرح نکنید. ببینید وقتی میخواهد هنر دینی را مطرح کند میگوید هنر دینی لزوماً با نشانه های دینی بیان نمیشود.اینجاست که محتوا باید نسبت خودش را با ظرف تعیین بکند.شاید شما دارید یک حرف دینی می زنید اما از حدیث و آیه استفاده نمیکنید.
هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان و بیش از همه دین اسلام، به نشر آن در بین انسانها همت گاشته است، نشر دهد و جاودانه کند. بعد ایشان در یک جایی میفرمایند: بنده معتقد نیستم که هنر با بخشنامه و دستور و حکم و فرمان درست میشود.
(باور بکنید من یک بار سر کلاس دانشگاه یکی از اینها را مطرح کردم، بدون اینکه اسمی ببرم از مقام معظم رهبری،گفتم میخواهم  برای شما چند تا گزاره بخوانم شما فکر میکنید این حرفها متعلق به چه کسی است؟ یکی میگفت مثلا حرفهای شریعتی ست میگفتم نه. حرفهای فلان نویسنده است گفتم نه. گفتند حرفهای فلان روشنفکر است.گفتم نه. گفتم این سخنان مقام معظم رهبری است. ما چنین قرائتی از اندیشه های مقام معظم رهبری کمتر داشتیم. و کمتر  هندسه معرفتی ایشان را در باب هنر واکاوی کردیملاطائلاتی توی این سالها بافتیم به اسم چیستی هنر انقلاب، هنر جاودان و... کسی که خودش با گفتمان انقلاب اسلامی ارتباط برقرار نکرده  است می خواهد بعضی از حرفهایی که مربوط به یک سرزمین گفتمانی دیگریست به هنر انقلاب اسلامی الصاق بکند. نمیشود  ما نمیتوانیم از یه کانتکست دیگر مفهومی را برداریم، و بخواهیم باآن  تکست خودمان را بنویسیم.  در مورد تبیین هنر انقلاب اسلامی ما باید ببینیم رهبران انقلاب اسلامی چه  گفته انداز خودمان قاعده و معیار نتراشیم. فلان هنرمند توی صدا و سیما دعوت  می شود در مورد هنر انقلاب یه افاضاتی میگوید  شما می بینید رفرنسش  کجاست، این چارچوب نظریش را از کجا می گیرد. شما چرا امروز به ضرورت نشستی درباره چیستی هنر انقلاب اسلامی رسیده اید؟چون ما توی جامعه مان دچار یک بحران هستیم.بحران نظری داریم هنوز بعد از چهل سال نتوانستیم دکترین هنر انقلاب اسلامی را تدوین بکنیم. چون ما توی حوزه علوم انسانی بحران داریم. فیلسوف توی حوزه هنر انقلاب اسلامی تربیت نکردیمبنابراین سلیم ترین راه این است  که ما مباحثمان را به دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی ارجاع بدهیم. از بین رهبران انقلاب اسلامی تا جایی که بنده غور کردم، دیدم جز امام و مقام معظم رهبری کسان دیگر اینقدر عمیق به مبانی هنر انقلاب اسلامی نپرداخته اند. بقیه کلی گویی يا گردگویی و درشت گویی کرده اند از مباحثشان  خیلی نمیتوان  چند تا اصل استخراج کرد. من 6تا شاخصه را در تعریف هنرا نقلاب اسلامی از دیگاههای مقام معظم رهبری استخراج کردم:
1-هنر انقلاب اسلامی هنری است که در آن خط اصیل اسلامی ناب و قرآنی که همان خط انقلاب و  امام است، حفظ شود. (21/8/1368دیدار با هنرمندان سازمان تبلیغات اسلامی)
2- هنر انقلاب اسلامی، موضع روشنی دارد. هنرمند انقلاب اسلامی، در مورد پدیده ها موضع گیری روشنی می کند. (1/5/1380 در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر)
(بخصوص شما که بدانید اگر دانش آموزان را  تربیت میکنید، برای خلق آثار هنری در هر شاخه ای، سرود فیلم و..ببینید چگونه میشود ما مبانی هنر اسلامی را تدوین بکنیم در یک برنامه درسی در کلاسهایمان در مدارسمان.)
3-هنر انقلاب اسلامی مصالح فرهنگ خودی را حفظ میکند.  هنر انقلاب اسلامی نمیتواند نسبت به مفاهیم غیرخودی ساکت باشد .
4-هنر انقلاب اسلامی با نیت خدایی تولید میشود.
5-نوآوری ویژگی ممتاز هنر انقلاب اسلامی است. (26/10/1370 ) این تعاریف اصلا تعاریف بسته ای نیست. ما از اینها میتوانیم یک چارچوب و یک دستگاه نظری بیرون بکشیم.. توی این سالها اینجوری قرائت نکردند همه اش میخواهیم به جنبه های فقهی وسیاسی رهبران انقلاب اسلامی، ارتباط بگیریم و فقط آنها را محدود بکنیم. به عنوان کسی که میخواهد منصفانه قضاوت بکند، آیا این اندازه حساسیتی که ایشان به هنردارند، جا نداشته  کسانی پیدا بشوند  یک نظریه ازآن استخراج بکنند؟  شما طرح تحول نظام آموزش و پروش را ببینید از منظر هنر انقلاب اسلامی چقدر به آن پرداخته شده است؟  معماری مدارس چقدر اهمیت دارد؟ رنگ آمیزی در مدارس؟  نتایج50 پژوهش  نشان می دهد که  رنگ آمیزی مدارس دخترانه با پسرانه باید تفاوت داشته باشد. چرا اینها توی نظام آموزش و پرورش ما جایی ندارد؟ برای اینکه ما این مبانی را تدوین نکردیم. ما فکر میکنیم هنر یعنی سینما یعنی حاتمی کیا. آن هم یک  جنبه از هنراست. هنر بنا بر  دیدگاه مقام معظم رهبری مساویست با سبک زندگی. اصلا تعریفش از فرهنگ چیست؟ میگوید فرهنگ مثل هواست همه جا هست. اما نمیبینیمش . از نوع نشستن برخاستن  راه رفتن و..همه اینها فرهنگ. چرا ما از مسائل فرهنگی کشور می نالیم؟ بالاخره کجا باید درست بشود؟ پایه اش آموزش و پرورش است. تا زمانیکه آموزش و پرورش تحول نیابد ما نمیتوانیم نسلی برای دهه پنجم و دهه ششم انقلاب تربیت بکنیم که فهم فرهنگی اش فهم هنری اش فهم علمی اش توامان رشد کرده باشد. نمی شود. این مبانی را باید داشته باشیم .داریم اما مثل نفت خام است باید استحصال بشود. در یک جمعبندی، ما مبانی هنر انقلاب را توی چهار گزاره بیان می کنیم:
گزاره 1- در هنر انقلاب اسلامی نوعی کشف حقیقت وجود دارد. البته کشف حقیقت هنرمند با آن کشف حقیقت که یک دانشمند توی آزمایشگاه انجام میدهد متفاوت است. چون ما در  علم تجربی در واقع مفاهیم را تلخیص می کنیم اما هنرمند چکار میکند؟ اینها را تشدید میکند. هنر انقلاب یک فهم شهودی از پدیده ها به ما میدهد.هنر یک راه برای کشف حقیقت است. ما برای کشف حقیقت راههای مختلفی داریم. عقل، تمسک به نظر خبرگان، یکی از راههای کشف حقیقت هم هنراست. به همین خاطر مقام معظم رهبری در یک جایی به صراحت میگویند، حرفی که امام زدند، هنر یکی از مخلوقات خداست. شما در صحبت متکلمین مسیحی هم نشانه هایی از این بحث را میبینید. آثار ایزوتسو را ببینید. در سنت مسیحیت هنر کاشف حقیقت است. اندیشه های آگوستین را ببینید. کتاب اعترافات خدا را ببینید. بنابراین نمیتوانیم بگوییم این حرفها حرفهايی غیرعلمی هستند. شما این حرفها رادر کنار بعضی روشنفکرانی که نظریه دارند میگذارید میبینید این حرفها عیار و وزن و مبنا دارند. قابل دفاع هستند می توان از آنها یک نظریه استخراج کرد. من فکر مکینم اگر بخواهیم همه اینها را در قالب چهار گزاره معرفتی و اپیستمولوژیکال نگاه کنیم میتوانیم این چهار گزاره را بیان کنیم:
گزاره 2- هنر انقلاب هم موضوع دارد هم موضع. یعنی هنر انقلاب نمیتواند در برابر پدیده های سیاسی پدیده های اجتماعی، پدیده های اخلاقی  سکوت کند. موضع باید داشته باشد.
گزاره 3- هنر انقلاب خصلت انتقادی دارد. عمده آثار حاتمی کیا را که نگاه بکنید میبینید یک زبان انتقادی دارد.عمده اشعار علیرضا قزوه را وقتی نگاه مي کنید، با یک زبان انتقادی مواجه اید. آن شعر مولا ویلا نداشت یکی از بهترین نمونه های ا نقلاب اسلامی ست.
گزاره 4- خاستگاه هنر انقلابی ، تخیل هنرمند نیست. بلکه جهان بیرون است . در تجربه زیسته هنرمندان انقلاب درچهار دهه به چند موضوع  پرداخته اند: انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، بیداری اسلامی.
در مفهوم انقلاب اسلامی، به شخصیتها، موضوعات و مکانها اشاره شده است. اصلا جریان تاریخ شفاهی که توی 25سال گذشته حوزه هنری خیلی روی آن سرمایه گذاری کرده  است يكي از موضوعاتش یا خاطره نگاری از شخصیتهای انقلاب است - اینها امروز به عنوان نمونه های برجسته هنر انقلاب تلقی می شوند- بحث استکبار ستیزی یکی از بن مایه های گفتمان انقلاب اسلامی است  که باز هنرمندان به آن پرداخته اند. تمام آثار سید مسعود شجاعی طباطبایی توی این طبقه هستند. یک نمایشگاه کاریکاتور گذاشته اند تحت عنوان  هولوکاست، دنیا را به هم ریخته اند. هم موضع انتقادی دارد هم موضوع  و هم نمونه های برجسته هنری اند. حیطه سوم که هنرمندان انقلاب به آن پرداختند رواج تجمل گرایی و  دنیا پرستی است که در برخی مسئولین کشور طي  چند سال گذشته مشاهده شده. بسیاری از هنرمندان نسبت به این موضوع ساکت نبودند.مثلا  فیلم آژانس شیشه ای. این فیلم در چه مقطعی ساخته میشود ؟ اصلا دادی که حاتمی کیا در آن  فیلم میزند اعتراض به کیست؟ یکی از موضوعاتی که توی هنر انقلاب اسلامی که استقبال زیادی از آن شده، شعر آیینی است . قبل از نقلاب نمونه های خیلی زیادی رانمی بینید. نه کهوجود نداشته است. اما به اندازه حجم و خلاقیت و تنوع و نوآوریها و نبوغ شاعران جوان در حوزه شعر آیینی داشتند قبلا نبوده است. دال مرکزی شعر آیینی چیست؟ عاشوراست. در 10 یا 20 سال گذشته مقوله عاشورا وراد شعر انقلاب شده  است به طوریکه میتونیم امروز ادعا بکنیم سبک جدیدی در ادبیات معاصر ایران شکل گرفته است. شما نمونه های شعر که نگاه ميكنید هم از وزن هم سبک و هم از لحاظ مفاهیم و واژگانی که شاعران استخدام کرده اند، واقعا در نوع خودش بدیع است.
اینها را بخوانید و با شعر شاعران  شصت هفتاد سال گذشته مقایسه کنید. البته  در آن زمان شاعران برجسته ای داشته ایم اما آنها بیشتر شعرشان شعر اعتراض است  نه شعر آیینی. در شعر شاعران پیش از انقلاب شما یک جور گریز از دین نگاه می کنید، گریز از روحانیت. بن مایه شعر آیینی مفهومی به نام عاشوراست. عاشورا در اندیشه هنرمندان انقلاب یک واقعه نیست. یک فرهنگ است. دفاع مقدس هم یکی از موضوعاتی بوده که هنرمندان خیلی به آن  پرداخته اند. هم در حوزه سرود ،تئاتر ،سینما ،ادبیات ،اصلا امروز یک گونه جدیدی تحت عنوان ادبیات پایداری شکل گرفته است. دا را ببینید به چاپ چندم رسید. این آثار خواننده های خودش را پیدا کرده است. کتابها به چاپ بیستم و سی ام رسیده اند. این یعنی تقاضایی وجود دارد.
خلاصه: به نظرم میرسد ما با بازخوانی اندیشه های حضرت امام، و مقام معظم رهبری در حوزه هنر میتوانیم اصول و شاخصه ها و مولفه هایی را استخراج بکنیم که بر اساس این اصول یک نظریه ای تحت عنوان نظریه انقلاب اسلامی تدوین کنیم که این نظریه هم در حوزه هستی شناسی و معرفت شناسی و هم روش شناسی، بتواند  برای ما یک الگوی اموزشی باشد. در رابطه با آن مبانی که در تحلیل محتوای  دیدگاه حضرت امام بود عرض کردم بنده به اندازه فهم خودم مراجعه کردم به آثار حضرت امام، چهار ویژگی را به عنوان اکسیوم ها و گزاره هایی که ما اگر بخواهیم ایده هنر انقلاب اسلامی را بر پایه آن بگذاریم بدین شکل بودند:
1-هنر خاصیت تذهیب نفس داشته باشد.
2- خاصیت تربیت دهندگی داشته باشد.
3- هنر شرافت داشته باشد.
4-هنر، یک رویکرد نقادانه داشته باشد.
در بازخوانی اندیشه های مقام معظم رهبری هم به نظر میرسد که ایشان یک سری اصولی را به ما گفته اند که میتوانیم بر پایه این اصول ما نظریه هنر انقلاب اسلامی را پایه ریزی بکنیم.
مثلا مهم ترينش این است  که ایشان هنر را یک زبان برای انتقال پیام میبیند. دوم اینکه ایشان به هنر خوب و هنر بد معتقدند. ویژگیهایی را برای این دو برشمرده اند. هنر خوب هنریست  که هم در قبال فرم هم در قبال محتوا تعهد دارد. پایبند به اخلاق است. هنری که مسئولیت پذیر است. در مقابل هنر بد هنری است که سه تا ویژگی دارد : انحطاط، مهارگسیختگی و گم کردن جهت.
حتی هنر اگر هنر سالمی باشد ولی جهت نداشته باشد، از دیدگاه ایشان به عنوان هنر بد تلقی میشود.
باز ایشان یک دوگانه دیگری را در باب هنر انقلاب اسلامی مطرح میکند: هنرخودی ،هنر بیگانه . که من باز برخی مبانی از نظر ایشان را و در این زمینه بیان کردم.ایشان معتقدند هنر یک دوگانه ای در خود دارد. هنر بیگانه کدام است؟ هنری که در آن به زن نگاه ابزاری دارند، هنری که سیاست در آن وجود دارد. هنری که  در آن خلاقیت و نوآوری وجود ندارد. هنری که در برابر پدیده های بیرونی سکوت میکند. هنری که موضع ندارد و در نهایت عرض کردیم که اگر بخواهیم چهار اصل را برای تبیین چیستی هنرا نقلاب اسلامی بیان بکنیم یکی اینکه در هنر انقلاب اسلامی نوعی کشف حقیقت وجود دارد. ما با زبان هنر میتوانیم پدیده های عالم را کشف بکنیم. هنر کاشف حقیقت است . اینکه ما بخواهیم از منظر فلسفی این موضوع را  بازکنیم که چرا ؟چون معتقداست  هنر میتواند کاشف حقیقت باشد و دلایلی که در این باب اقامه کرده چیست؟دومین اصل این هست که هنر انقلاب اسلامی، هم موضع دارد و هم موضوع. یعنی هنرمند انقلاب اسلامی نمیتواند موضع گیری در برابر پدیده ها یا سوژه های هنری نداشته باشه. سومین ویژگی این است که خاستگاه ایده هنری در هنر انقلاب، زاییده تخیل هنرمند نیست. هنر انقلاب ایده هایش را از پدیده های بیرونی می گیرد. به همین خاطر یک هنر رئالیستی است نه یک هنر ایدآلیستی و چهارمین ویژگی هم اینکه به نظر میرسد در واقع هنر انقلاب اسلامی، به مفاهیمی همچون انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و بیداری اسلامی بیشتر متمایل بوده و موضوع شعر آیینی و توجه به مفهوم عاشورا در شعرآیینی  در بین شعرایی که اشعارشون ذیل هنر انقلاب اسلامی طبقه بندی میشود  بیشتر به چشم می آید و حتی در مورد سینما و تئاتر هم ما میتوانیم این مبانی را تعریف بکنیم. حالا به اقتضاء هر رشته هنری میتوانیم آن اصول موضوعه را از دل این مبانی کلی استخراج بکنیم.

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت