ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
::خدمات میز خدمت حوزه هنری::
تاریخ انتشار  :  14:11 عصر ۱۳۹۵/۱/۱۸
تعداد بازدید  :  425
Print
   
نگاهی اجمالی به شعر فارسی ایلام/دکتر حبیب الله بخشوده

به تازگی در رسانه ها و مطبوعات خبر و یادداشتی در خصوص شعر استان ایلام منتشر شده که از نظر تاریخی دارای اهمیت است...

در این نوشتار برآنیم تا به نقبی در تاریخ ادبیات نانوشته شعر فارسی استان،مهمترین سرایندگان، مضامین، قالب هاودیگر وجوه ادبی شعر فارسی دیروز و امروز ایلامیان سخنور را بررسی نماییم. باشد که این نوشته به عنوان درآمدی بر شعر فارسی استان ادب پرورمان زمینه ای مناسب فراخور حال محققان، نقادان، ادب پژوهان و خوانندگان فرهیخته را فراهم آورد.

به تازگی در رسانه ها و مطبوعات خبر و یادداشتی در خصوص شعر استان ایلام منتشر شده که از نظر تاریخی دارای اهمیت است. در بخشی از این خبر آمده:«بر اساس اسناد و مدارک موجود از جمله سند شماره ی 5956 بر 92 آرشیو آثار ملی – کاشان نام علیشروان ازسران شهرستان بدره استان ایلام و طایفه ای به همین نام در کتاب «تذکره» میرزا محمد طاهر نصرآبادی سال 1079 هجری قمری ثبت شده است.محمد جواد خانزادی اظهار کرد: علیشروان و یا همان علی قلی خان که یکی از والیان پشت کوه زاگرس بوده بر اساس همین سند در 370 سال پیش در گذشته است و همزمان از وی در این تذکره به عنوان شاعر عصر صفوی نام برده شده است.وی با اشاره به ثبت این فرآیند در آرشیو دفتر حضرت آیت الله العظمی سید مرعشی نجفی(ره) در سال 78 هجری شمسی به عنوان بزرگ ترین نسب شناس جهان اسلام تأکید کردند:در این سند که شرح حالی است قریب بر هزار شاعر عصر صفوی موجود است نام علیشروان فرزند شاوردی خان و بدیع الزمان شاهزاده سرو نواده شاهزاده اسماعیل صفوی به چشم می خورد.» خبرگزاری کردپرس/ کد مطلب: 99019 | تاریخ: 1394/10/26

این اتفاق تازه،از نظر قدمت و تاریخ ادبیات شعری در استان ایلام دارای اهمیت است. آقای «ظاهر سارایی» شاعر و ناشر ایلامی نیز در گفت و گو با ایسنا(ایلام) می گوید:«شعر کردی، در قرون گذشته مثلاً در دوران پس از صفویه تا اواخر دوران قاجاریه رونق خوبی داشته و شاعرانِ بعضاً بزرگی در عرصه‌‌‌ی ادبی منطقه حضورداشته‌اند؛ شاعرانی چون «شاکه و خان‌منصور»، «خانه‌ داجیوند»، «غلام‌رضاخان ارکوازی»،«ملارستم ایلامی»و شاعران دیگری که شعرشان به صورت مکتوب و یا در قالب ادبیات شفاهی به دست ما رسیده است.در این دوران، حاکمیت محلی، آ‌ن‌ها را از اتکا و تاثیر زبان و ادب رسمی کشور تا حد زیادی بی‌‌نیاز می‌‌کرد، گرچه کتاب‌هایی چون شاهنامه،گلستان، بوستان، خمسه‌ی نظامی، خاوران‌نامه و مانند آن خوانده می‌‌شده و بخشی از متون درسی مکتب‌خانه‌‌های قدیم بوده است.

***

در این راستا دکتر «حبیب الله بخشوده» شاعر نام‌آشنا و توان‌مند ایلامی، مقاله ای با عنوان (نگاهی اجمالی به شعر فارسی استان ایلام)نوشت و در فصل نامه‌ی فرهنگی پژوهشی «فرهنگ ایلام»اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام، در شماره های یازدهم و دوازدهم (پاییز و زمستان 1381) منتشر نمود(130تا124)و به بررسی دقیق تاریخی و زمانی شعر فارسی استان ایلام، پرداخت.

بعدها دکتر «بهروز سپیدنامه» شاعر و پژوهشگر ایلامی و مولف کتاب نفیس و مرجع«نگاه نو/ مجموعه مقالات[و یادداشت های ]بررسی تحلیلی شعرفارسی ایلام»(ایلام.نشر هاوار، 1393)از این مقاله‌ی ارزش مند در این کتاب استفاده نمود.

برای مطالعه و استفاده ی مخاطبان و کاربرانی که تاریخ شعر این استان را دنبال می کنند مطالعه ی مقاله ی یاد شده که در ادامه منتشر می شود؛ خالی از لطف نخواهد بود.در روزهای آینده گفت و گوی«سرویس فرهنگ و هنر خبرگزاری کردپرس» با این شاعر و پژوهشگر  انجام و منتشر خواهد شد.

***

«حبیب الله بخشوده»متولد1348در شهر ایلام و کارشناس ارشد زبان وادبیات فارسی دانش جوی دکتری زبان و ادبیات فارسی و مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان ایلام است.بخشوده در عرصه ی «ترجمه و سرایش اشعار کردی حنوبی (فیلی ایلامی)از شاعران و مترجمان توانا و پیشگام غرب کشور به شمار می رود و دارای دیدگاه هایی خاص و تخصصی در این عرصه است.مسئولیت های فرهنگی و ادبی، داوری های ملی، کسب عنوان های مختلف ملی و بین المللی از او چهره ای فعال و پرکار نشان می دهد.

کتاب ها و آثار:

1-صدای آبرنگ ها(مجموعه دوبیتی)

2-چیزی شبیه ابر(مجموعه شعر)

3-چشم انداز(مجموعه مقالات پژوهشی محققان استان ایلام)

4-دخترم باران(مجموعه شعر فارسی)

5-که پوو (قاصدک)(مجموعه شعر کردی ایلامی)

6-پرندگان بی پرند(مجموعه نثر ادبی)

7-به رنگ هنوز(تحقیق درخصوص شعر سپید پایداری)

8-باران برگورهای کهنه اریب می بارد(مجموعه شعر فارسی)

9-پلیس مهربان(مجموعه شعر کودک)

بخشوده،در ابتدای دهه ی هفتاد با شکل گیری نشریات استان ایلام به عنوان دبیر ادبی هفته نامه ی «طلیعه» و «صبح ایلام» و در راه اندازی صفحه ی شعر و ادب هفته نامه ی «پیک ایلام» حضور و تلاشی موثر داشته است و از پیش کسوتان مطبوعات استان ایلام به شمار می رود.از این شاعر و مترجم پرتلاش،آثار زیادی درنشریاتی همچون: «اطلاعات هفتگی،جوانان امروز،ماهنامه ماه نامه ی شعر،کیهان فرهنگی،صفحه ی ادبی (بشنو از نی)، روزنامه اطلاعات؛مجلات تخصصی «نافه» و «آدینه» و...ازدهه ی هفتاد تاکنون منتشر شده است.

در کتاب درسی دانش گاهی «سخن شیرین فارسی»شعری کوتاه و در کتاب «غزل معاصر ایران» آثاری از ایشان آورده و منتشر شده است.

***

استان ایلام به عنوان یکی از قدیمی ترین مناطق میهن پهناورمان، صاحب فرهنگی به قدمت تاریخ حیات بشری است. پیوند این بخش از ایران بزرگ با اقوام و تمدن هایی چون کاسیت ها، عیلامی ها، لولویی ها و تنوع حاصل از گویش های اصیل و رشته داری چون گویش کردی جنوبی(فیلی، کلهری، لکی) به فرهنگ ادبی این ادبار اب پرور شکلی ویژه و غنایی ژرف بخشیده است.

از دیرباز سخنوران و سرایندگان ایلامی به دلیل نبود امکانات فرهنگی، مکتب خانه ها و مدارس و نداشتن پیشینه ای درخشان و راهی هموار در شعر فارسی با بهره گیری از توان و استعداد خدادادی و ذاتی خود و با استفاده از حداقل امکانات موجود علاوه بر سرایش اشعار محلی به عنوان تحفه ای دیگرگون و نوباوه ای متفاوت و تجربه ای طبع آزما اقدام به سرایش شعر به زبان فارسی نموده اند.

در این نوشتار برآنیم تا به نقبی در تاریخ ادبیات نانوشته شعر فارسی استان،مهمترین سرایندگان، مضامین، قالب هاودیگر وجوه ادبی شعر فارسی دیروز و امروز ایلامیان سخنور را بررسی نماییم.باشد که این نوشته به عنوان درآمدی بر شعر فارسی استان ادب پرورمان زمینه ای مناسب فراخور حال محققان، نقادان، ادب پژوهان و خوانندگان فرهیخته را فراهم آورد. برای یافتن نخستین سرایندگان پارسی‌گوی ایلامی می‌بایست براساس نوشته برخی از نویسندگان کتب تاریخی مربوط به استان ایلام شاعرانی چون، منوچهرخان فیلی از اسلاف خاندان والی در ایلام و معاصر شاه عباس دوم، لطفعلی بیگ، نواده حسن خان والی در قرن دوازدهم و علیقلی خان را مدنظر داشته باشیم.این ادعا از آنجا ناشی می شود که:اولاً افراد مذکور جزء اصلی ترین افراد خاندان والی ساکن در استان ایلام بوده اند و ثانیاً با توجه به گستره جغرافیایی استان در قرن های گذشته، شاعران مذکور ایلامی محسوب می شوند.

اشعار منوچهرخان، لطفعلی بیگ، علیقلیخان از پختگی و ظرافت خاصی برخوردارند و گاه اشعار زیبای شاعران توانای سبک هندی پهلو می زنند. نمونه های زیر می تواند میزان اشراف و خلاقیت و نضج کلام این سرایندگان را آشکار نماید.

منوچهرخان:

ابروی کماندار تو پیوسته به جنگ است       مژگان رسای تو رساتر زخدنگ است

لطفعلی بیگ:

کمرش را میان نمی باید                                      تیر ما را کمان نمی باید

مژه برگشت و گفت با ابرو                                     تیر ماه را کمان نمی باید

چشم بی سرمه کرد خاموشم                              شکوه ام را زبان نمی باید

علیقلی خان:

بعد مجنون علم عشق ز پا افتاده است             همتی کو که کنم راست به بالای کسی (1)

همچنین میرنوروز، شاعر دهلرانی عصر صفویه جایگاهی رفیع در شعر محلی و فارسی استان ایلام دارد.او از نخستین سرایندگان شعر فارسی ایلام است.وجود قصاید و مثنوی هایش می تواند عمیق معنا و صراحت گفتار و تسلط او را نمایان سازد. شکواییه، پند و اندرز، توحید و تحمید حق و عشق از مضامین عمده شعر میرنوروز محسوب می شود.

یکی حاکم یکی محکوم باشد                           یکی ظالم یکی مظلوم باشد

یکی لیلی یکی شیرین شعاری                        یکی رستم یکی اسفندیاری

یکی در شام صبح تاج باشد                              یکی بر شام شب محتاج باشد

نه محتاج است بر سیر گلستان                          نه میلش بر هوای باغ و بستان

غرض صنعی است از نقاشی وی                         که از صورت به صورتگر برد پی

با تسلط حکومت محلی والیان پشتکوه بر ایلام و رواج سواد در میان خواص و ادیبان و علاقه عمومی حکام به پرورش شاعران، سرایندگان پا به عرصه سرایش نهادند که راهی هموارتر و امکاناتی بهتر از شاعران پیشین داشتند اما به هیچ روی موفق تر از آنان نبودند.از مطالعه شعر این شاعران می توان دریافت که آنان از منابع بیشتر و بهتری بهره مند بوده اند.آنان به علم متوسط خود کمک با شعر سرآمدان ادب فارسی آشنا شده اندو استفاده لازم را برده اند. این مطالب را می توان از اشعار هجوآمیز و تضمین های « ملا رجبعلی» دریافت .

همچنین در این دوره علاوه بر مثنوی، قوالی شناخته شده ای قصیده و مسمط مورد توجه سرایندگان قرار گرفته است و عشق، هجو، هزل و مرح مهمترین محورهای مفاهیم شعر این مقطع زمانی را تشکیل می دهند .

چنان که میرزاموسی رشنوادی در بهاریه ای، حسین‌قلی‌خان ابوقداره والی مقتدر ایلام را این گونه می ستاید:

بر اورنگ حمل بگرفت جا چو زینب گر

نسیم باد نوروزی جهان را گشت زینت گر

فضای صحن گیتی ساخت از خار و خسک خالی

فور گسترد فرش از گونه گونه دیبه اخضر

صنوبر را بیارایید قد چو بیرق بهمن

شقایق را برآرایید صف، همچون صف ساغر

الا ای ساقی سیمین تن شمشاد قد من

که هستی رشک مهرویان ملک خلخ و کشمر

بده داروی بیهوشی که با فرهنگ و هوش آیم

شوم از جان و دل مدحتگر دارای گردون فر

امیر دهر ابوقداره آن کز برق صمصامش

شرر در مغز خاقان است خون اندر دل قصر

به گاه رزم چو اسفندیار از کینه بخروشد

به گردن پالهنگ عجز بنهد پور زال زر (2)

شعر فارسی ایلام در ده های پیش از پیروزی انقلاب با تحرک بیشتری از دوره های پیشین، خود را با دیگر قوالب شعر فارسی پیوند زد. در این دوره گروه دیگری از شعرای ایلامی با ایجاد محافل کوچک شاعرانه گاه به صورت تجربی و گاه به شکلی جدی دست به آفرینش آثاری زدند که هر چند تنفس در هوای شاعران نوگرای دیروز را بر نمی تابید اما به هر حال به عنوان تجربه ای تازه در عرصه خلق آثار ادبی در خور اعتنا و توجه بود.

[مرحوم]علی‌اصغر عباسی(آرام)، مرحوم باقر سلیمان نژاد، شادروان غلامرضا کمالی، جعفر علیرضایی، صادق سلیمان نژاد و دکتر ایرج خالصی از مهمترین شاعران صاحب اثر این دوره اند.داشتن تحصیلات، ارتباط با انجمن های ادبی و مطالعه عمیق تر شعر پیشینیان و معاصران از علل موفقیت نسبی این گروه از شاعران پیشکسوت ایلامی است.

 از خصیصه های بارز شعر این دوره می توان به موارد زیر اشاره نمود:

الف) علاقه بیش از حد شاعران به قوالب کلاسیک و گاه فرم های قدیمی منسوخ شعر فارسی (مسمط، قصیده و قطعه)

ب)تکیه بر مضامین مذهبی، عاشقانه و پند و اندرز

ج)عدم نوآوری و سلاست لازم در گفتار که گاه می توان نمونه هایی از اشکالات عروضی و ضعف های زبانی و محتوایی را در سروده های این دوره مشاهده نمود.

سینه ام پهنه دریاست هنور                         و اندر آن یک دل شیداست هنوز

غم از آن با دل من می جنگد                        کاندر او مهر تو پیداست هنوز

یوسف عشق به زندان غمست                     پر باز کنم باز که پروانه عشقم (3)

***

من خاک نشین در میخانه عشقم                                      بی ما و من از مستی پیمانه عشقم

عمریست که در جرگه رندان قدح نوش                                 سرخوش ز می و ناله مستانه عشقم

پروانه صفت گرد رخ پیر خرابات                                             پر باز کنم که پروانه عشقم(4)

با این همه ایرج خالصی متخلص به (خ . آشنا) با بهره گیری از زبانی امروزی و عنایت خاص به قوالب نو توانست پیوند تازه تری با جوامع ادبی و نشریات برقرار کند. با پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش ارتباطات فرهنگی، شاعرانی پا به عرصه سرایش نهادند که اغلب پرشتاب و جوان بودند. این نسل از شاعران ایلامی را می بایست نخستین پایه گذاران حرکت امروزین شعر ایلام قلمداد کرد.

شاعرانی که در ترویج شعر و ادب فارسی در استان و عرصه آن به مطبوعات و محافل ادبی سهمی بیشتر از نسل دیروز و نوآمدگان امروز داشته اند.به این ترتیب در اولین سال های دهه شصت ، نخستین انجمن ادبی متمرکز و منسجم ایلام با تلفیق دو گروه از شاعران؛ یعنی شاعران قبل از دهه شصت و بعد از آن شکل گرفت.

تفکرات اجتماعی و وطنی، شهادت طلبی، آوارگی و تألمات ناشی از آن، مضامین عاشقانه و مذهبی از مضامینی عمده و اساسی در شعر این دهه به حساب می آیند و قالب غزل به عنوان گل سر سبد دیگر قوالب فارسی در ذهن و زبان شاعران ایلامی مکانیسم تکامل وتنوع را طی می نماید تا در دهه هفتاد پخته ترین و فراگیرترین و خوشایندترین قالب مورد انتظار باشد.

از مهمترین وقایع ادبی در نیمه دوم و اواخر این دهه می توان به چاپ و گسترش شعر شاعران ایلامی در نشریات و صفحات ادبی چون سوره، کیهان فرهنگی، مجله اطلاعات هفتگی، مجله جوان امروز و صفحه ادبی«بشنو از نی» روزنامه اطلاعات اشاره کرد.

 در کنار چاپ مجموعه های شاعرانه ای چون آوازهای واپسین، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نیز گلچینی از سروده های شاعران ایلامی را با عنوان «نغمه گل» فراهم آورد .به موازات شکل گیری شعر شاعران ایلامی و همزمان با سال های آخر دهه شصت، شاعران جوان شهرستانی نیز در زمینه آفرینش آثار ادبی ظهوری در خور توجه داشتند و توانستند با ایجاد ارتباط با محافل و مجامع ادبی و با تأسی از مرکزنشینان در تعالی و گسترش شعر فارسی به دیگر نقاط استان نقشی والا ایفا نمایند.

در این میان سهم چهار شهرستان آبدانان، ایوان ، دهلران، و دره شهر چه به لحاظ تعدد آثار و چه از نظر جنبه های بلاغی و ادبی بیشتر از دیگر شهرستان های مجاور است.عبدالجبار کاکایی، سیروس اسدی، ظاهر سارایی، بهروز یاسمی، بهروز سپیدنامه، حبیب‌الله بخشوده، آفاق شوهانی، مصطفی بیگی، نعمت الله داوودیان، عبدالستار کاکایی، محمدعلی قاسمی، نبی احمدی، کریم منصوری، کیومرث مرادی، مختار فیلی و محمدحسین پورمند از جمله شاعران نام آشنای آن دهه اند.

بررسی و کنکاش در ویژگی های زبانی، تصویری و بیانی و توانایی ها و بضاعت علمی و ادبی شاعران چیره دست و متوسط این دهه و ده های بعد مجالی دیگر می طلبد اما نمونه هایی که در ادامه می آید می تواند چشم اندازی بر شعر سرایندگان این دهه و سال های بعد از آن باشد.

چقدر ثانیه ها نامردند                         گفته بودند که بر می گردند

برنگشتند و پس از رفتنشان                بی جهت عقربه ها می گردند(5)

                                                           ***

به روی شانه ام دل بود و آتش                  ستاره بود و ساحل بود و آتش

بهاری از گل سرخ شقاق                         میان آب حایل بود و آتش(6)

***

گردباد باش باد باش وگرد                      خاک ناامید باز هم بگرد

لای بوته ها خفته یک شهید                 کوه بود کوه مرد بود مرد(7)

***

تو ای چشم ها محو زیبایی ات                    بهار است و فصل شکوفایی ات

مگر می شود کند با سادگی                       دل از چشم های تماشایی ات(8)

***

  به سوادیی که بفشانم غبار بودن خود را        به دریا می سپارم دیده پاروزن خود را

دلیلی کو برافروزد چراغ از شعله زیتون             که من گم کرده ام در باد و باران میهن خود را (9)

***

غزل های من مثل من ساده اند                     ورق در ورق بی کس افتاده اند

چو کشتی دل ساده خویش را                      به دریای سردرگمی داده اند(10)

اگر دهه شصت را دهه نخستین تجربه های شاعرانه سرایندگان ایلامی فرض کنیم، دهه هفتاد و شش سال نخستین آن را می بایست دوران پختگی و تکامل نسبی آن قلمداد نماییم.

 همگرایی فکری و زبانی شاعران غزل گوی ایلامی در این سال ها آنان را به دنیای تازه ای از نوشدگی و پوست اندازی در حیطه غزل با تکیه بر سه شاخصه تصاویر جدید، ابداع در بیان و زبان پرتحرک گسیل داشت.

 این همه تأکید فراوان شاعران ایلامی به غزل سرایی اگر چه آنان را آبدیده و مجرب نمود اما تا حدی ذهن و زبانشان را از تجربه اندوزی در قوالب نو(نیمایی، سپید و آزاد)بازداشت صد البته این مطالب نمی تواند تلاش و جدیات برخی از شاعران این نسل را در سرایش شعر نیمایی و سپید نفی نماید.

در دهه هفتاد علاوه بر به بار نشتن شعر شاعران ایلامی شاهد رشد، بالندگی و ظهور نسل دیگری از شاعران نوجوان و جوان بودیم که اغلب سرآمدان آن به نحوی متأثر از نسل پیشین بوده و در کلاس های درس و یا در انجمن های ادبی نخستین تجربیات شاعرانه را آموختند و بارها در سطح مسابقات مختلف استانی و کشوری رتبه های عالی شعر را کسب نمودند.

 شاعران ایلامی، در دهه هفتاد با شتابی بیشتر و با پیدایش نسل نوآمده و جوان در عین حال که چشمی به گذشته های خود داشتند به توسعه قوالب شعری، تجربه اندوزی و خطرپذیری بیشتری همت گماردند و نوآمدگان آن با الگوپذیری از جریانات رایج در شعر کشور، دل به حرکت در اقلیم شعر سپید و موج های برآمده از آن دادند.

عدم تأنی و تأمل علمی و رغبت فراوان در چاپ مجموعه های شعر و کمیت بالای شاعران نوظهور در عین حال که می تواند نشانه گسترش شعر و علاقه به سرایندگی باشد.نوعی کم دقتی و تساهل ادبی را نیز فراهم آورده است.از دیگر آسیب های شعر ایلام در کل دوران حیاتش مسئله نقد و نقادی است که در این زمینه فن نقد هیچگاه به موازات شعر و پا به پای آن رشد نکرده و و تجربه نیاندوخته است .

کارآمدی نقدوقتی می تواند متجلی شود که برآمده از دانش های ادبی، هنری، زبان شناسی ، زیباشناسی و فلسفی نقادان باشد.تربیت و دانش آموزی نسلی که با بهره گیری از دانش آکادامیک، تجربه اقلیمی و جهانی داشته باشد برای تراش فکر، راهگشایی اذهان و بالندگی سرایندگان یک ضرورت جدی است.

شعر ایلام در سه چهار سال اخیر نیز به خاطر داشتن شاعرانی نواندیش، بالنده و پویا به سمت افق های نامکشوف خود پیش می رود و می تواند در سالهای آتی با همت مسئولان فرهنگی استان، تقویت انجمن های ادبی و برگزاری محافل شعر و نقد و پاسداشت و نکوداشت شاعران پیشکسوت و همدلی و همکاری شاعران نسل های مختلف ، همچنان نور امید و نوید در آسمان زلال ذهن و زبان سرایندگان بتاباند و رهنمونی برای شاعران تازه کار و نوظهور باشد.

 پایان این نوشته را با قطعاتی از شعر شاعران ایلامی به گوهر خیال و مرجان کلام می آراییم و برای تمامی صاحبان اندیشه و تلاشگران عرصه ترانه و تغزل آرزوی توفیق دارم.

*

تنها تو از آغاز

خواب من ته نشین می شود

هزار بادبان

رمنده از باد

سوی تهی ساحل می وزند

من

سلیمان و انگشترم به دست

اما پرنده ای به زبانم نمی آید(11)

***

باید می دانستم

سرانجام

تو را

از اینجا خواهد برد

این جاده

که زیر پای تو نشسته است(12)

***

بلوغ را

غنچه

پلکی زد و شکفت(13)

از بس که بر صفحه دل نقش شهادت کشدیم            تصویر آشفتگی را بر دیده خویش دیدیم

خورشید تنها گواهی است در ظهر شوق و شهادت    بر اینکه ما تشنه کامان دریای خون آفریدیم (14)

***

رفته ای پشت پرچینی از عشق                              ردپایی از احساس مانده است

اشک شرخ نگاهی شکسته                                   روی گلبوته یاس مانده است(15)

***

آن طرف کنار باغ پشت سایه های بید                        دست مبهم نگاه عشق راز سایه چید

  اسب خسته بی سوار می رسد ز کارزار                  آه کو؟ بگو کجاست ؟ آن جوان نامید(16)

***

رخم هایی که بر پیکرم بود                             آتش زیر خاکسترم بود

امتداد نگاه غریبت                                        آشنا با دو چشم ترم بود(17)

***

رسیده تا تب جنون سری که نداری               گرفته خاطره ات شکل پیکری که نداری

عبور می کنی از کوچه های آتش و آهن          سوار قایق در خود شناوری که نداری(18)

***

سرگشته ترین زمزمه در بین شمایم                 پرواز پرندینه مرغان هوایم

هنگام سفر با پر تقدیر دریغا                             دیوار به دیوار کشیدند برایم(19)

***

 پی نوشت ها:

1-گلزار ادب لرستانی، اسفندیار غضنفری امرایی، به کوشش غلامحسین رضایی، چاپ اول، 1364

2-شاعر قله های مه آلود،ظاهر سارایی، انتشارات گویه 1379

3-مجموعه نغمه گل، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام، شعر از شادروان رضا کمالی

4-همان منبع، صادق سلیمان نژاد

5- غزل معاصرایران،به کوشش‌علیرضاقزوه،حوزه‌هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1375، شعر از ظاهر سارایی

6- صبح نقره ای، به کوشش بهروز سپیدنامه، انتشارات اهل قلم، 1376،شعر از محمدحسین پورمند

7-مجله اطلاعات هفتگی، صفحه ادبی تماشاگر راز، عبدالجبار کاکایی

8-همان گناه همیشه، بهروز یاسمی، انتشارات اهل قلم، 1374

9-ماهنامه شعر، شماره 27، بهروز سپیدنامه

10-غزل معاصرایران، به کوشش‌ علیرضا قزوه، حوزه ‌هنری ‌سازمان تبلیغات اسلامی، 1375،شعر از میثم دادخواه

11-تنهاتر از آغاز، آفاق شوهانی، انتشارات نشانه، 1376

12-چرا پرنده نباشم، جلیل صفربیگی، نشر اکنون

131378سیب اتفاقی است که می افتد، به کوشش ضیاءالدین خالقی، انتشارات لک لک، 1371،ایرج خالصی

-14هفته نامه طلیعه، شماره 41، شعر از حمید مرادی

15-پیاده تا عرش، به کوش نورالدین نوراللهی، انتشارات برگ آذین، شعر از شقایق سلیمان نژاد

16-مجله اطلاعات هفتگی،شعر از عیلرضا صابری

17-مجموعه مرید نگاه، به کوشش علی ادیب، موسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی، 1379،شعر از  قباد سوماری

18- هفت نامه طلیعه، شماره 42،شعر از مهدی چناری

19-همان منبع ، شعر از محمدعلی قاسمی


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت