ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
::خدمات میز خدمت حوزه هنری::
تاریخ انتشار  :  08:23 صبح ۱۳۹۸/۱۰/۱۱
تعداد بازدید  :  58
Print
   
یادداشت از حسین شکربیگی
نگاهی به روند خاطره نویسی دفاع مقدس در ایلام

در بیشتر موارد این کتابها در حکم بیلان کاری هستند و در آرامگاه کتاب ها در پستوی نهاد مربوطه برای همیشه از یاد می روند

برخی نهادها گویا در زمینه ی خاطره نویسی دفاع مقدس متولی هستند . گاهی در زمینه ای خاص ، فی المثل در مورد برخی سرداران دفاع مقدس ، یا اتفاقی خاص که در دوران دفاع مقدس روی داده و .... به نویسنده  یا کسی که قبلا در این زمینه قلمی زده و کتابی فراهم آورده پیشنهاد  همکاری می دهند. بعد از مقدمات لازم از قبیل تعیین حق التالیف و معرفی منابع و ... طی مدت زمانی مشخص کتابی پدید می آید و خاطراتی مکتوب می شود  ولی سوال اصلی اینجاست که این کتابها به کجا می روند و سرانجامشان چیست؟
بی تردید شما کتاب مزبور را در قفسه ی یک  کتابفروشی ـ لااقل در شهر ایلام ـ نخواهید دید و کتاب هیچ وقت شانس این را که در کنار کتابهای دیگر در قفسه ی یک کتابفروشی قرار بگیرد  ندارد. اما اگر راهتان به یکی از این نهادها بیفتد  یا با مولف کتاب دیداری دست دهد شاید بتوانید کتاب را تهیه کنید و بخوانید. در بیشتر موارد این کتابها در حکم بیلان کاری هستند و در آرامگاه کتاب ها در پستوی نهاد مربوطه برای همیشه از یاد می روند. هیچ کدام از این کتابها هنوز به صدایی در بازار این مملکت دست پیدا نکرده اند . چشمی ـ آنچنان که باید ـ بر سطرهای آنها نلغزیده و هیچ دستی ـ آنچنان که شاید ـ عطف آنها را لمس نکرده است. آنها بی سر و صدا خلق می شوند و بی سر و صدا خاموش می شوند. آیا نویسنده در این میانه مقصر است یا موضوعی که قراراست کتاب به آن بپردازد چندان جذاب نیست . یا توزیع و تبلیغ کتاب  اصولی و مطابق با واقعیات امروز بازار نشر نیست ؟ جوابش : همه ی اینهاست و چیزی بیشتر.
شاید متولی مربوطه اصلا به جذابیت کتاب نیندیشد برای او شاید تنها سندیت کتاب ـ که امریست مطلوب و لازم ـ اهمیت داشته باشد. شاید او کارمندیست  که تنها باید کتابی چند در این زمینه در واحد مورد مسئولیتش تهیه شود و به  فراگیرشدن آن نمی اندیشد و فقط بیلان کاری برای او اهمیت دارد. شاید اگر مسئول مربوطه دغدغه و دید فرهنگی نسبت به کتاب و نشر آن داشته باشد ما کمتر دچار این خسارت شویم که سالهاست گریبان مارا گرفته است. اگر مسئول مربوطه بداند که این کتاب می تواند منبع الهام نویسندگان و فیلم سازان و صاحبان هنرهای دیگر شود  شاید دقت بیشتری به خرج دهد و کتابی به سامان تر را روانه بازار نشر کند. سپردن نگارش کتاب به کسانی که هنوز کمترین پختگی در این زمینه را ندارند  نیز آفتی ست که باید برای رفع آن چاره ای اندیشید. چرا نباید جمعی از نویسندگان کاربلد را با تمهیدات لازم به این حوزه وارد کرد که حاصلش دست کم متن هایی باشد که استانداردهای لازم نویسندگی در آنها رعایت شده است. چرا نباید موضوعاتی که قرار است حول محور آنها کتابی نوشته شود را به گزینی کرد  اولویت را به موضوعاتی داد که کشش بیشتری دارند و مخاطب را راحت تر با خود همراه می کنند. چرا نباید جرات کرد و از قالبهای کلیشه ای پارا فراتر گذاشت و طرحی نو درانداخت. اگر به کتابهایی که طی این مدت تولید و عرضه شده اند؟! نگاهی بیندازید عمدتا ضعف نگارشی در آنها آشکار است. تدوین خاطرات  از سستی و لاجانی رنج می برد. اینکه یک رزمنده با خلوص نیت و با انگیزه ای الهی  به جبهه رفته  نوشتنی و خواندنیست اما این همه کار آن رزمنده نیست. اتفاقاتی که این درونیات را آشکار میکند هم باید قلمی شود. خاطره با داستان تفاوتهایی دارد  اما خود از جنس داستان است. از یک واقعیت صرف سرچشمه می گیرد و اسناد و مدارکی دال بر وقوع آن در دست است اما چون واقعیست نمی تواند جذاب پرکشش و خواندنی باشد؟ آیا ما خاطرات را با گفتن از خصایل فردی یک رزمنده ـ که در سر جای خود بسیار هم لازم است ـ اشتباه نگرفته ایم. آیا این خصایل نیکو را نمی توانیم در قالب یک رویداد و خاطره به شکلی زیباتر نشان دهیم ؟ صفحات پر شده از خطوطی که به شکلی خسته کننده پشت سر هم آمده اند کتابی زیبا و جذاب و مورد وثوق نمی سازد.
اما این تمام ماجرا نیست. نویسندگان ما خاصه کسانی که دستی در نوشتن دارند و به نوعی نویسندگی شغل و هنر و زندگیشان است نیز مقصرند. برخی نویسندگان ما فکر می کنند برای ورود به این عرصه حتما باید مجوز خاصی از ارگانی خاص دریافت کرد .برخی از نویسندگان فکر می کنند که این حوزه بستر خوبی برای فعالیت نیست  و هنوز به ارزش این حوزه بکر و پر از ایده پی نبرده اند که اگر می دانستند چه فراخنای بی نظیریست برای داستان و رمان نوشتن و سرودن و ساختن  بی گمان خود را از آن محروم نمی کردند. این بی انگیزه گی نویسندگان البته باز به همان سابقه ی کتاب های ضعیف در این حوزه بر می گردد. کتابهایی که نویسنده جماعت را از خود می رماند . چیزی که اورا برانگیزد در این کتابها نمی یابد پس فکر می کند  این حوزه حوزه ی نگاه تک ساحتی و تک بعدی و سفارشی نویسی ست. انگار که جنگ را و آن همه خاطره را از خود نمی داند.انگار این خاطره ی او پدر، مادر؛ و برادر او نیست. انگار گذشته اش را به یاد نمی آورد گذشته ای که چندان از او فاصله نگرفته است . جای بسی تاسف است  که نتوانسته ایم  با ساز و کاری مناسب این پندار اشتباه را از اذهان بزداییم
فکر می کنیم ما دیگر به آن اندازه از بلوغ رسیده ایم که به سامان کردن این حوزه را وجه همت خود قرار دهیم  ورود پیدا کنیم  و از منابعی که  در کنار دست ما هستند ساده نگذریم  می توانیم کتابهای ارزشمند در حوزه داستان رمان و .... تولید کنیم . منتظر کمک فلان نهاد نباشیم . خیلی از آثار بزرگ دنیا بر همین مبنا نوشته شده اند . شرح جنگهاییست که اتفاق افتاده . جنگ بستر مناسبی ست برای دیدن زندگی . در کنار هم بودن . انسانی ات . ئاسداشتن باورها و اعتقادات . زمینه ای پارادوکسیکال که همه ی این مضامین را در خود جای می دهد . در بستر از جنگ نوشتن است  که اتفاقات ظهور و بروز پر رنگ تری پیدا می کنند . شخصیت های عمیق تری با ابعاد وسیع ترو گسترده تری رخ نشان می دهند . می توانیم یکی از هزاران رزمنده ای که امروز ممکن است به عنوان یک عابر عادی از کنار ما می گذرند شخصیت اصلی داستانمان قرار دهیم  . کسانی که  اگر پای صحبتها و خاطراتشان بنشینیم  در می یابیم رستم های و یلان امروزند  که در غبار بی تفاوتی که بر ذهن و نگاه ما نشسته آنها را گم کرده ایم.


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت