ثبت نام

    ورود    

     
Skip Navigation Links
صفحه اصلی
استان ماExpand استان ما
اطلاع رسانيExpand اطلاع رساني
هنرمندانExpand هنرمندان
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
اتاق فكرExpand اتاق فكر
فعاليت هاExpand فعاليت ها
تولیدات حوزهExpand تولیدات حوزه
ارتباط با ماExpand ارتباط با ما
تاریخ انتشار  :  11:49 صبح ۱۳۹۰/۶/۲۱
تعداد بازدید  :  749
Print
   
مقاله از حبیب الله بخشوده
چند ورطه در راه یک رود(نگاهی به آسیب های شعر مقاومت اسلامی در ایران)

شعر مقاومت اسلامی،به اعتقادتنی چند از پژوهشگران،تاریخی پرفراز ونشیب به درازای شکل گیری مبارزات اولیه ی مسلمانان درکشورهای اسلامی علیه متجاوزان وحاکمان ستمکار دارد...

مقدمه

شعر مقاومت اسلامی،به اعتقادتنی چند از پژوهشگران،تاریخی پرفراز ونشیب به درازای شکل گیری مبارزات اولیه ی مسلمانان درکشورهای اسلامی علیه متجاوزان وحاکمان ستمکار دارد.

روند مبارزه ی ملت های مسلمان درصدسال اخیر،حضور کشور های غربی متجاوز درمنطقه ی خاورمیانه وآفریقا،اشغال فلسطین،ظهورنهضت های ملی ومذهبی ورویارویی ملل مختلف مسلمان باهر اصل ونژاد وزبانی سبب شد که این جریان ادبی،که گاه به شدت رنگ وبویی ناسیونالیستی داشته ،این باربه شکلی کاملاً مذهبی قد علم می کند؛لذا شاعران ونویسندگان مسلمان بابهره گیری از مفاهیم آیینی ونمادهای مذهبی ،صبغه ای آیینی آثارخود را،تقویت نموده ،نوع خاصی از ادبیات را رقم زدندکه امروزه می توان عنوان «ادبیات مقاومت اسلامی » رابه آن اطلاق نمود.

باپیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی در ایران وبروز حوادثی چون جنگ تحمیلی ودیگر حوادث مهم منطقه ای،بسیاری از شاعران ونویسندگان به تقویت این جریان ادبی پرداختند وبا نوعی تعهدی جمعی،حرکتی پویا وهماهنگ رارقم زدند که امروزه مراحل رشدونموخود رامی گذراند.

وفورآثار تولید شده،دردودهۀ اخیر ومساعی مسئولان فرهنگی در راه اندازی کنگره ها CDوجشنواره های متعدد،باعث شد تا ماحصل این همایش ها در قالب صوتی شاعران ویاکتاب به مخاطبان عرضه می شودومورد تفقدونقدوبررسی قرار می گیرد.

به عقیده نگارنده این سطور،شعرمقاومت اسلامی در ایران مثل هرجریان ادبی دیگری،آسیب ها ونقایصی قابل تأمل دارد.که با تورق در آثار انتشار یافته می توان ، نمونه هایی از این آسیب ها  را بیرون  کشید و پس از شناسایی آن ها ، به رفع  نقایص و ایرادات آن پرداخت .  در مقاله ای که در ادامه می آید سعی شده تا شمه ای از مهم ترین ورطه های جریان ادبی «شعر مقاومت اسلامی »نشانه گذاری شود ودر محک نقد ونظر قرار گیرد . امید آن که دیگر پژوهشگران ومنتقدان ارجمند به تکمیل این نوشته بپردازندوخوانندگان این نوشته، کاستی ها را به دیده ی اغماض بنگرند.

کلمات کلیدی

بخشی نگری ، سنگ وابابیل،تلمیحات دینی ،بازی های زبانی،انتفاضه

هنگامی که عبارت «ادبیات مقاومت اسلامی »درهیئت سه واژه درروبه روی ما رخ می نماید.

بی شک در ذات کلمات آن،معنای عمیقی نهفته است ومی تواندموضوعی نوودر عین حال مرز بندی شده برای گفتمان ادبیات باشد . این مرزبندی ارزشی درعین حال به راحتی وسادگی  موارد غیر را در دایره ی تنگ تعریف و مرزبندی کنار می زند. باید تمامی  موارد شمول خود را هم شامل شود . در حالی که این مهم در شعر مقاومت اسلامی درایران،مشهود  نیست به عبارت  دیگر نوعی بخشی نگری  در مصادیق شعر مقاومت اسلامی دیده می شود.به این ترتیب شعر مقاومت  اسلامی در سال های اخیر دربخش هایی با مضامین خاص،فربه ودربخش هایی دیگر، به شدت نحیف ونزار است .

در این زمینه می توان به طورمشخص،مضمون فلسطین رادر شعر شاعران مقاومت ایران مثال زد،در شعر  امروز ، تب وتابی که در دهه های  پنجاه وشصت وبیش از آن،گریبانگیر خیل عظیمی از شاعران ما ، با مضمون فلسطین بود.قابل مشاهده است وآمارهانشان می دهدکه کفه ی ترازوی شعر پایداری  باتم فلسطین  چه در آثار جمعی وچه به شکل اختصاصی همواره سنگین تراز دیگر ملت هاست . هر چند عواملی چون تعدد وعمیق حوادث ومدیریت سرزمین های اشغالی وسیاست گذاری  مسئولان  فرهنگی  جهت پرتپش کردن قلب شاعران ازعوامل اصلی تمایل  شعرا به مضمون فلسطین بوده وهست اما اغماض در این مورد می تواند ورطه ای جدی برای شعر مقاومت باشد،برای تحقیق این امر می طلبد که سرایندگان ، طیف بندی های قومّیتی رااز افق نگاه خود حذف کنندو به معنی  درست کلمه «ادبیات مقاومت بین المللی اسلامی » را مد نظر قرار دهند تا نوعی توسعی فکری ومضمونی فراهم آید ودریای شعر مقاومت ازمروارید کلمات ،ترکیبات و تصاویر غنی تر وپردامنه دارتری برخوردار شود . وشعر از کرانه ی رودخانه ای تنک آب ومنجمد،به دریایی پردامنه وژرف ملحق می شود.

بدیهی است که تعدیل شعرمقاومت بین المللی با عنوان واهداف آن منافات وتضاد ذاتی داشته و دارد.

2- ورطه ی دوم

شعر مقاومت در اقلیمی گسترده تروفراتر از مرزهای جغرا فیای ما ،جریان دارد . شاعران سرزمین هایی که از نزدیک با مسئله ی جنگ ، آوارگی ، انفجار و فاجعه سروکار دارند  دارای حسی عمیق وادراکی قوی ترند .

با توجه  به حاد بودن  مقاومت و نبرد  به عنوان یک حادثه ی اجتماعی ، شاعران که  نماینده ی شعور جمعی جامعه هستند آن گاه که در بطن متن قرار گیرند خود جزیی از حادثه به حساب  می آیند و می توانند مرکزیتی برای هراتفاق ادبی وهنری باشد .

به قول محمد القیسی«حیفا در قلب من است/وغم هایش رابا آواز می خوانم/نقشه ای می کشم و/بوستان هایی آواز خوان»(بادخانه ی من است گنجشک بهانه"148"قصیده سرا.ترجمه موسی بیدج)

 اتفاقات اجتماعی آن گاه  می توانند برانگیزاننده باشد که هنرمند با آن حس بگیرد ، درونی کردن این حسی می تواند ، شعر رابه جوشش در آورد وموجب آفرینشی هنر مندانه گردد. جماعت نویسنده وهنرمند ،برای القای حس قوی،احتیاج به لمس ودرک حادثه دارد در جایی خواندم که ارنست  همینگوی برای آن که بتواند داستانی در مورد قبیله ای بنویسد به روستایی سفر کرده وسال ها با مردم روستا وآداب وسنن آن ها خو گرفته تا توانسته داستانی دلخواه وبدیع رابیافریند.

شاعر امروز فارسی ، در سرایش وخلق آثار نو ، دچار این بحران است ، فیلم واره ای از حوادث را می بیند وحادثه رابی آن که درونی بشود صرفاً مثل آینه ای که هیچ دخل وتصرفی در نقش ها ندارد باز می تاباند وگاه به جای آن که نقشی  بیافریند ، خود نقشی می شود بر دیوار بلند شعر وادب که ندیدن آن چه بسا بهتر وزیبا تر باشد . بی آن که بخواهم نمونه هایی از این اشعار را از مجموعه های بزرگ شعر مقاومت مثال بزنم وکسی را خدای ناخواسته محکوم کنم . خود وعموم سرایندگان رابه هم  حسی قوی ،درتألمات بشری وپروراندن انگبین  شعرودرونی شدن آن دعوت می کنم . تا حاصل کار ، کام مشتاقان  راشیرین کند.

3- ور طه ی سوم

مضامین  شعر مقاومت  به ویژه شعر مقاومت برای فلسطین ولبنان در سال های اخیر به دلیل وجود  زاویه دیدهای مشترک ، در بسیاری جهات  مشابهت مضمونی دارد و مضامین  دست فرسود و کلیشه ای در این شعرمقاومت ایران فراوانوکشف شهود اختصاصی هم به ندرت صورت می گیرد.مفاهیم مورد علاقه ازمالکیت اختصاصی شاعران خارج شده ودر بسیاری از موارد نام کاشف اول مضمون در محاصره نام متابعان بعدی گم می شودوکشف نخستین آفرینشگران،کاری تحقیقی ودقیق می طلبد.ذیلاً به نمونه هایی از برخی مضامین تکراری در سال های آتی می پردازم.

الف) موضوع نفت در شعر فلسطین

هرچند جرقه های اول نفتی در شعر شاعران عرب زده شد؛اما بعدها همین موضوع بهانه ای برای گروه فراوانی از شاعران شعر مقاومت شد تا چه به شکل طنز وچه به صورت جد آن را سروده های خود استعمال کند.

1- این تابستان خواهد گذشت/ و روسیاهی / برای بشکه های چاق نفت خواهد ماند (زخم سیب ،ص361، محمد مهدی سیار)                                                                   

2- برای این همه بی کفن /تنها ردای مهریان تومانده است/وگرنه این سران/دشداشه هاشان را/پرچم صلح کردندوفروختند/شاید اگر نبود نفت می جنگیدند(همان،ص378،علیرضا قزوه)

3- اما ملک بی خیال/هم چنان می گوید:نفت در برابر عزا (زخم سیب، ص 392 اسماعیل محمد پور)

4- کاش دریاهای این حوالی خواب نفت ندیده بودند ( این شرح بی نهایت 993- سارا باستانی)

ب)انتفاضه

مسئلۀ انتفاضه فلسطین که به انقلاب سنگ معروف شده حکایت از مبارزه،مردم بی دفاع فلسطین با حداقل وسایل دفاعی در برابر نیروهای اسرائیلی است.

موضوع مذکورانگیزه ای شده تا شاعران با مضمون یابی به دنبال تلمیحات تاریخی بروند.ومورد مشترک وقرآنی آن راکه مربوط به داستان ابرهه است.دستاویزقراردهند.این مضمون هم،بارهاوبارهامستمسک شاعران کلاسیک ونوگرایان شعر مقاومت شد،به نمونه هایی از این دست توجه کنید.

1- دوباره پیل وابابیل روبروگشتند/در این زمانه که مشکل گشاست تنها ،سنگ   (امواج ارغوانی ،375، رسول خیابانی)   

2- وسنگ می بارد/ وابرهه/ روزی به نفرین ابابیل ها/ گرفتار می شود( امواج ارغوانی،392، صغری سپهوند)        

3- سرزمین من/آبستن هایی از نسل سجیل است/هرکبوتری که سر می بری ابابیل می شود(سنگ ها پرنده،ص 58،احسان پویا)                                                                  

4- سنگ هایت را به سوی دشمن پرتاپ کرده ام/حکایت پرندگان ابابیل را  ( سنگ های پرنده،158،فضل الله قاسمی)  

5-این سنگ چون سجیل/ در روزهای سرد شقاوت/میراث آتشین ابابیل است (سنگ های پرنده، علی موسوی گرمارودی)      

7-سنگ/ابابیل آسمان/فلسطین است.     (سنگ های پرنده ،ص34 عباس باقری)

8-ودر کرانه ی رود اردن/ پرنده های ابابیل/به خاک افتادند  (این شرح بی نهایت جلد 2- 1008،آرش پورعلی زاده)

ج) مسئله عام دیگری که در شعر مقاومت به کرات دیده می شوداستفاده تلمیحات دینی وتاریخی است.استفاده صرف از این تلمیحات که گاه حالت هایی ازنماد واستفاده را هم پیش می کشد موجد رفتار واحدی ازطرف سرایندگان بوده وشعر را صرفاً به سمت اشاره هایی ایستا پیش می برد دراغلب موارد کلان روایت هایی چون داستان حضرت موسی ونیل سامری ،داستان های  مربوط به حضرت یوسف در اغلب سروده ها به همان  شکل خام وتاریخی در سروده ها به کار گرفته شده ونتوانسته فضایی نووبدیع را رقم بزند. روایت ها این گونه اشعار در پوستین تاریخی خود مانده اند ولباسی نو برقامتشان پوشیده نشده که هئیتی تازه تر بگیرند.

1- پسرم صدرا/ضاحیه نام دیگر شیعه است/آنجا که فرعونیان را نیل خون/ به عصای موسای دیگر/ در خود فروشکست.  (هم سرو هم صنوبر307 فاطمه تاری )

2- گوساله های سامری هم نباشد/رمه رم کرده اند( سنگ های پرنده،62،محمد امین جعفری)

3- یوسف اینجا به بند افتاده است/مصر، امروز هم همان مصر است

مردم این جا هنوز گمراهند/!عصر،عصر خدای "آمون" است (هم سروهم صنوبر،323، محمود مرادی)

4- اشکالات متعدد نحوی ، زبانی ، معنایی ومسامحه ی غیر قابل اغماض شاعران ورطه ی جدی دیگری برای شعر مقاومت  است . گاه تب وتاب کنگره ها وهمایش ها موجب شده  که بسیاری از شا عران ، خطاهای فاحش شعر خود را که به آسانی قابل دیدن  است  یا اصلاً نیستند یابه آسانی از کنار آن بگذرند . ذیلاً به برخی از این نمونه های  سروده ها اشاره ای می کنم

الف ) خانه ات  رابر روی تو آوار کردند      فرج خفاش های شبخون برادر

    قدس ، محراب پیغمبران  بزرگ است     «قل اعوذبرب»ال دلِ خون برادر(زخم سیب 362،قادرطراوت پور)

بگذریم از جنبه های شعاری ورو در بیت آخر ، در نمونه ی یاد شده ، تکلیف واژه ای شبیخون مشخص نیست و جایگزینی اشتباه آن ، معنی بیت را به بیراهه برده است در بیت  دوم ، رابطه ی دو مصراع  بسیار سست است وبا توجه به مفهوم «قل اعوذ » در سوره های معوذ تین ، که یاد آور بیزاری است در ترکیب عربی فارسی (ال دل  خون ) – که بسیارهم نازیباست با کلمات قل اعوذ معنایی عکس مستفاد می شود .

ب) اگر چه عاد ، فساد وثمود قوم بدی ست

      کسی نگفته  که قوم یهود قوم بدی ست

    کدام ، کوه ؟ همان رشته کوه جولان است

    عقاب مرده واین  عید لاشخوران است

   آهای با توام . ای لاشخور ، پرنده ی زشت

  عقاب مرده به است از کلاغ زنده زشت   (زخم سیب،اصغر عظیمی مهر،ص371-370)

                                                             

انصافاً در خوانش اول گمان کردم با متنی فکاهه روبه رو شده ام ،مثل این سراینده در مصراع دوم دربرابر مردم اسرائیل قرار گرفته واقراروگواهی می دهم که قوم بدی نیستند.لهجه ی تخاطبی شاعر در مصراع اول بیت سوم،هم خالی از این فکاهه نیست وصوت "آهای"وحرف ندای "ای"ومنادا بودن لاشخور،هم شعررااز پهنه ی جد به ورطه ی طنزی نازیبا کشانده است.

گذشته از این موارد تلفظ غیر معمول واشتباه کلمه ی"لاشخور"سبب شده که دریک مورد شاعر آن راقافیه شعر قراردهدودر موردبعدی با همان خوانش غلط وزن شعر مغشوش شود.

مورد دیگری در بیت های یاد شده کاربری غیر امروزی واشتباه دارد کلمۀ فساد است که شاعر آن رابه جای فاسد به کاربرده است.بایدبپذیریم که حتی شکل مجازی این واژه در شعرامروز، غیرقابل قبول است.

پ) آی موسی !یهودیت مرده ،هرکه ایمان به دین توآورد/دشمن برمحمد وقرآن ،منکر برمسیح وانجیل است .  (سنگ های پرنده ،ص 137،سیروس عبادی)

کلمات در شکل قاموسی ومعنایی خود،همواره دارای ظرافت هایی خاص هستند،رفتار شاعران با این کلمات بیانگر شناخت ظرفیت هایی معنایی وموسیقیایی آنان از واژگان است .در مصراع نخست این بیت بارمعنایی کلمۀ "آی" با منادا جمله سازگاری آن چنانی ندارد وشأن منادا بالاتر از این نوع مخاطب قرار گرفتن است. برای اشاره به این موضوع به مثال معروف داستان موسی وشبان در مثنوی معنوی،مولانا توجه کنید .آن گاه که شبان ،موسی (ع) را مخاطب حرف های خود قرار می دهد تازه با آن همه عصبانیت می گوید:

گفت : ای موسی دهانم دوختی         وز پشیمانی تو جانم سوختی

موضوع دیگری که دربیت مورد بحث ما،خالی ازاشکال نیست کلمه ی"یهودی"است.                   گویاشاعرخواسته بگوید :آیین یهودیان از بین رفته ومردود شده که در اینجا باز معنی بردوش کلمۀ یهودی بسیار سنگین است ومعنا را به ورطۀ دیگری سوق داده است.

در مصراع دوم هم،شاعر برای پر کردن وزن دوری شعر کلمات قرآن وانجیل را آورده است.در ضمن حروف اضافۀ " بر" در هردو مورد واقعاً اضافی استعمالی غلط دارند.

ت) درنمونۀ زیر هم رابطه ی کلماتی چون:یخچال وگمان گم وناخوناست وبی هیچ دلیل معنایی وبال گردن مصراع شده است.

یخچال تو را دیدم از هرچه گمان خالی/ ای هر نفست تیری برهیبت پوشالی

 (سنگ های پرنده،ص176، مهرداد مجیدی)                                                         

به جز موارد متعددی معنایی ودستوری از این دست ،بازی های سست وتکراریزبانی هم شعر مقاومت را دچار ضعف کرده است ومقطع نویسی کلمات  وحروف وجناس وسجع ها وبازی های تکراری کانکریتی  از این جمله اند.

الف)        دیوار های خانه ات

             وتنها دستی بریده

             مجال سخن می یابد

             از لابه لای

                        آ

                        و

                        ا                         

                        ر

            گلوله ها وراکت می بارند

           شاخه های زیتون را

           که

           ف

           ر

           و

         مــی آیند                       (امواج ارغوانی ، 365-364  پیام جهانگیری)

                        

ب) سنگ های پرنده/ برپیشانی پلشت/ومقاومت یعنی غزه/ وغزه یعنی ؛ م ق ا و م ت !

     ( سنگ های پرنده ،104 محمرضا سهرابی نژاد)

پ) بیت بیت/بیت المقدس/دسته دسته واژه های واژگون سنگ/بازباران دست وسلام/ لام تا کام  کام می گیرد زمین               ( امواج ارغوانی ،ص 406 شهرزاد شریف زاده )

«الف لیله واللیله می جوند/ سنگ های پرنده ،ص 62، محمد امین جعفری)

نتیجه گیری

شعر مقاومت اسلامی ،با همه یپستی وبلندی هایش،از قعر جان بسیاری از سرایندگان معاصر درآمده است وشاعرانش درد مشترک بشری که صبغه ی دینی داردفریاد می زننداین جریان شعری اگرچه ریشه ای عمیق درتاریخ ادبیات این مرزوبوم دارداماهیچ گاه به اندازه روزگارما،مورد توجه سراتیندگان واقع نشده ونتوانسته مانند امروز هم زمان رنگ وبوی دینی واجتماعی داشته باشد.سیر تحولات قرن گذشته ومبارزات مدام ومبارزان نستوه در کشورهای اسلامی همواره فانوس این سرای بلند را روشن نگه داشته است. این جریان ممتد ویکریزمانند جریان دیگری دارای آسیب هایی است که مسامحه در آن ها سبب ضعف وایستایی آن خواهد شد.مدیریت وسیاست گذاری وبرنامه ریزی مدیران فرهنگی ،چاپ مقالات واشعار ، تشکیل جلسات نقد وبررسی ویک کاسه کردن همایش ملی واستانی ، می تواند این روند زاینده را تا کشتزار های اندیشه واحساس بکشاند ومزرعه ی خیال سرایندگان رااز آفات متعدد محفوظ دارد.امیدآنکه شاعران نواندیش ومنتقدان مجرب با مطالعه ی مستمرشعرامروزوبهره گیری متعدد از تکنیک های گوناگونی زبان وکلامی درخت شعر پایداری اسلامی راسر سبز ومقاوم نگه دارند.

 

 منبع و ماخذ:

1- امواج ارغوانی ، به کوشش سید ضیاءالدین شفیعی ، بنیادحفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس ،تهران : 1387.

2- این شرح بی نهایت (آوازهای سرخ بلوط) بنیادحفظ آثار ونشر ارزشهای دفاع مقدس ،جلد 2،چاپ اول1387 .

3- باد خانۀ من است گنجشک بهانه، موسی بیدج ، قصیده سرای تهران: 1381 .

4- زخم سیب ، به کوشش حسین اسرافیلی ،صریر،تهران،چاپ اول ،1385 .

5- سنگ های پرنده، موسسه فرهنگی هنری خبرگزاری قدس، فصل پنجم،چاپ اول،تهران:1388 .

6- هم سرو هم صنوبر، به کوشش جواد محقق، بنیاد حفظ آثار ونشر ارزش های دفاع مقدس، چاپ اول،تهران:1388

6-باران گرفت بغض ابابیل هم شکست/تا قطره قطرهبرسر آهن چکید،سنگ (سنگ های پرنده ،ع 12،قاسم صرافان)           

1- ورطه ی اول


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

تمام حقوق اين سايت متعلق به حوزه هنري استان ايلام مي باشد | نقشه سايت